یکشنبه 16 اسفند 1388

من شمع لرزانم، از شب گریزانم
کز غم فزون گردد، تاب و تب من
وای از شب من!
شب چون فراز آید، افسانه ساز آید
آید زتنهایی، جان بر لب من
وای از شب من!
شبها به غم مبتلا شوم
با مرغ شب همنوا شوم
از بینوایی
جویم به میخانه هر شبت
تا بوسه ای نوشم از لبت
نوشین لب من
وای از شب من!
هر شب ز اشک ستارهها
افتد به جانم شرارهها
بی ماه رویت
دل بی تو لبریز خون شود
دور از رخت شب فزون شود
تاب و تب من
وای از شب من!
مراد من از جهان تویی
مهربان تویی
شمع محفل من
شادی دل من
در جهان تویی
حدیث دل با خدا کنم
نالهها کنم
تا به ناله تو را با شکسته دلان
آشنا کنم
جان ریزم به پای تو
می میرم برای تو
دیگر چه خواهی
دل سوی تو بنگرد
با یاد تو بگذرد
روز و شب من
وای از شب من!
شاعر: رهی معیری | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: سالار عقیلی | تنظیم: شهرام توکلی (اجرای ارکستر ملی)


چهارشنبه 12 اسفند 1388

خاطرت آید که آن شب
از جنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاری می نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورو از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم
بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرداست
ای دلت دریاچه ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هرجا بی من نشستی
ترانهسرا: پرویز وکیلی | خواننده: عارف | آهنگساز: پرویز مقصدی | تنظیمکننده: منوچهر چشمآذر
برچسب ها: عارف، پرویز وکیلی، پرویز مقصدی، منوچهر چشم آذر،
یکشنبه 2 اسفند 1388

مِی و میخانه مست و مِیکشان مست
زمین مست و زمان مست، آسمان مست
نسیم از حلقهی زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی زدستت
شد زمین مست، آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
تو زمزمهی چنگ و عود منی
نغمهی خفته در تار و پود منی
تو باده ی جام و سبوی منی
مایهی هستی و های و هوی منی
گرچه مست مستم، نه مِی پرستم
به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو دیدم
زساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست، آسمان مست
بلبلان نغمهخوان مست
باغ مست و باغبان مست
برچسب ها: علیاصغر شاهزیدی، علی تجویدی، بیژن ترقی، فریدون شهبازیان،
یکشنبه 25 بهمن 1388

کی اشکاتو پاک میکنه، شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه، وقتی منو نداری؟
شونهی کی، مرهم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه میگیری، شبای بی ستاره؟
برگ ریزونای پاییز، کی چشم به رات نشسته؟
از جلو پات جمع میکنه، برگای زرد و خسته
کی منتظر میمونه، حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد، شب برسه به فردا؟
کی از سرود بارون، قصه برات میسازه؟
از عاشقی میخونه، وقتی که راه درازه!
کی از ستاره بارون، چشماشو هم میذاره؟
نکنه ستاره ای بیاد، یاد تو رو نیاره
برچسب ها: ابی، سیاوش قمیشی، استیو مک کرام،
سه شنبه 20 بهمن 1388

ایرانی به
سرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد
چه
از پا نشستی
در این شب
سپیده نادمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چه داری از این شب
که
در خون کشیده سپیده
تیغ بر کش
آذر فشان، نغمهها را تندری کن
در دل شب رخ بر فروز، کار مهر خاوری کن
از
درون سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز
تا جهانی
از تباهی وا رهانی
دیو شب را تیغ بر دل برنشانی
با خواری در روزگار
ننگ باشد زندگانی
مرگ به تا چنین زندگانی
ای مبارز
ای مجاهد ای برادر
دل یکی کن ره یکی کن بار دیگر
راه بگشا سوی شهر
روشنی ها
روزگار تیرگی ها برسرآمد
شاعر: جواد آذر | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم: محمدرضا لطفی

برچسب ها: شجریان، مشکاتیان، جواد آذر،
پنجشنبه 15 بهمن 1388

وقتی میای صدای پات
از همه جادهها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه
لحظهی دیدن میرسه
هر چی که جادهست رو زمین
به سینهی من میرسه
ای که تویی همه کسم
بیتو میگیره نفسم!
اگه تو رو داشته باشم
به هرچی میخوام میرسم
وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم؟
گلهای خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم؟
دست کبوترای عشق
واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه
بدون تو زنده باشه؟
عزیزترین سوغاتیه
غبار پیراهن تو
عمر دوبارهی منه
دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس میخوام
عمر دوبارهی منی
تو رو واسه نفس میخوام
ای که تویی همه کسم
بیتو میگیره نفسم!
اگه تو رو داشته باشم،
به هرچی میخوام میرسم
برچسب ها: هایده، محمد حیدری، ناصر چشم آذر، اردلان سرفراز،






