دوشنبه 24 اسفند 1388

بشکن سبوی باده را
مستی تویی هستی تویی
در این سرای نیستی
مستی تویی هستی تویی
تو آفتاب هشتمی
سر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا
از وحشت این دیو و دد
بنگر که از هفت آسمان
جایی فرا سوی زمان
نوری هبوط می کند
در غربت این لامکان
بنگر که دریا خون شده
فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین
از عشق تو مجنون شده
در این غروب واپسین
از چتر خورشید یقین
نور حقیقت می چکد
بر خاک مشکوک زمین
فریاد و بانگی میرسد
عالم سکوت میکند
از هیبتش سلطان دهر
آسان سقوط می کند
آدم هراسان میشود
محشر نمایان میشود
از تاول آئینهها
خورشید گریان میشود
تقدیر ما در دست توست
زنجیر بر دستان ما
ما را رها کن از عدم
هستی بده بر جان ما
برچسب ها: محمد اصفهانی، بابک بیات،
یکشنبه 16 اسفند 1388

من شمع لرزانم، از شب گریزانم
کز غم فزون گردد، تاب و تب من
وای از شب من!
شب چون فراز آید، افسانه ساز آید
آید زتنهایی، جان بر لب من
وای از شب من!
شبها به غم مبتلا شوم
با مرغ شب همنوا شوم
از بینوایی
جویم به میخانه هر شبت
تا بوسه ای نوشم از لبت
نوشین لب من
وای از شب من!
هر شب ز اشک ستارهها
افتد به جانم شرارهها
بی ماه رویت
دل بی تو لبریز خون شود
دور از رخت شب فزون شود
تاب و تب من
وای از شب من!
مراد من از جهان تویی
مهربان تویی
شمع محفل من
شادی دل من
در جهان تویی
حدیث دل با خدا کنم
نالهها کنم
تا به ناله تو را با شکسته دلان
آشنا کنم
جان ریزم به پای تو
می میرم برای تو
دیگر چه خواهی
دل سوی تو بنگرد
با یاد تو بگذرد
روز و شب من
وای از شب من!
شاعر: رهی معیری | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: سالار عقیلی | تنظیم: شهرام توکلی (اجرای ارکستر ملی)


چهارشنبه 12 اسفند 1388

خاطرت آید که آن شب
از جنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاری می نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورو از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم
بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرداست
ای دلت دریاچه ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هرجا بی من نشستی
ترانهسرا: پرویز وکیلی | خواننده: عارف | آهنگساز: پرویز مقصدی | تنظیمکننده: منوچهر چشمآذر
برچسب ها: عارف، پرویز وکیلی، پرویز مقصدی، منوچهر چشم آذر،
یکشنبه 2 اسفند 1388

مِی و میخانه مست و مِیکشان مست
زمین مست و زمان مست، آسمان مست
نسیم از حلقهی زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی زدستت
شد زمین مست، آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
تو زمزمهی چنگ و عود منی
نغمهی خفته در تار و پود منی
تو باده ی جام و سبوی منی
مایهی هستی و های و هوی منی
گرچه مست مستم، نه مِی پرستم
به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو دیدم
زساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست، آسمان مست
بلبلان نغمهخوان مست
باغ مست و باغبان مست
برچسب ها: علیاصغر شاهزیدی، علی تجویدی، بیژن ترقی، فریدون شهبازیان،
یکشنبه 25 بهمن 1388

کی اشکاتو پاک میکنه، شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه، وقتی منو نداری؟
شونهی کی، مرهم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه میگیری، شبای بی ستاره؟
برگ ریزونای پاییز، کی چشم به رات نشسته؟
از جلو پات جمع میکنه، برگای زرد و خسته
کی منتظر میمونه، حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد، شب برسه به فردا؟
کی از سرود بارون، قصه برات میسازه؟
از عاشقی میخونه، وقتی که راه درازه!
کی از ستاره بارون، چشماشو هم میذاره؟
نکنه ستاره ای بیاد، یاد تو رو نیاره
برچسب ها: ابی، سیاوش قمیشی، استیو مک کرام،
سه شنبه 20 بهمن 1388

ایرانی به
سرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد
چه
از پا نشستی
در این شب
سپیده نادمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چه داری از این شب
که
در خون کشیده سپیده
تیغ بر کش
آذر فشان، نغمهها را تندری کن
در دل شب رخ بر فروز، کار مهر خاوری کن
از
درون سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز
تا جهانی
از تباهی وا رهانی
دیو شب را تیغ بر دل برنشانی
با خواری در روزگار
ننگ باشد زندگانی
مرگ به تا چنین زندگانی
ای مبارز
ای مجاهد ای برادر
دل یکی کن ره یکی کن بار دیگر
راه بگشا سوی شهر
روشنی ها
روزگار تیرگی ها برسرآمد
شاعر: جواد آذر | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم: محمدرضا لطفی

برچسب ها: شجریان، مشکاتیان، جواد آذر،







