نغمه های ماندگار | EverlastingSongs

یکشنبه 24 آبان 1388


به روی چشم من، تا چشم یاری می‌كند دریاست
چراغ ساحل آسودگی‌ها در افق پیداست
‌در این ساحل كه من افتاده‌ام خاموش
دلم تنها، غمم دریا
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق‌هاست

خروش موج با من می‌كند نجوا
كه هر كس دل به دریا زد رهایی یافت
مرا آن دل كه در دریا زنم نیست
زپا این بند خونین بركنم نیست
امید آنكه جان خسته‌ام را
به آن نادیده ساحل افكنم نیست

شاعر: فریدون مشیری | خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: محمد سریر





برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، فریدون مشیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 20 آبان 1388


بتی دارم که گرد گل زسنبل سایه بان دارد

بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

زچشمت جان نشاید برد که از هر سو که می​بینم
کمین از گوشه​ای کرده​ست و تیری در کمان دارد

خدا را داد من بستان از او ای شحنه‌ی مجلس
که مِی با دیگران خورده​ست و با من سر گران دارد

چو افتاده است در این ره که هر سلطان معنی را
در این درگاه می‌بینم که سر بر آسمان دارد

چو عاشق می​شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

شاعر: حافظ | آهنگساز و خواننده: شهرام ناظری





برچسب ها: شهرام ناظری، حافظ،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 17 آبان 1388


تو حضور مبهم پنجره‌ها

روبروم دیوارای آجریه
خورشید روشن فردا مال تو
سهم من شبای خاكستریه!

توی این دلواپسی‌های مدام
جز ترانه‌های زخمی چی دارم
وقتی حتی تو برام غریبه‌ای
سر رو شونه‌های بارون می‌ذارم!

اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پر پر می‌زنه
باورم كن كه فقط باور تو
می‌تونه قفل قفس رو بشكنه

منم‌و یه آسمون بی‌دریغ
منم‌و یه كوره‌راه ناگزیر
ای ستاره‌ی شبای مشرقی
پر پرواز منو ازم نگیر!

ترانه‌سرا: نیلوفر لاری‌پور | آهنگساز و تنظیم‌کننده: محمدرضا چراغعلی | خواننده: شادمهر عقیلی





برچسب ها: شادمهر عقیلی، محمدرضا چراغعلی، نیلوفر لاری پور،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 14 آبان 1388

شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفا داری با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی
نوگل گلشن جور و جفایی
وز دل سنگت آه!
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می‌پرستم
تا هستم...

تو و مست از می به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی مِی
من زفراغت ناله کنم تا کی

تو و نی چون ناله کشیدن‌ها
من و چون گل جامه دریدن‌ها
ز رقیبان خواری دیدن‌ها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
بشکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمی کنی ای گل یک دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا کی بی تو بود
از غم خون دل من
آه از دل تو

گر چه زمحنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من هر چه توانی ناز
هر چه توانی ناز
کز عشقت می‌سوزم

شاعر: رهی معیری | خواننده و آهنگساز: جواد بدیع زاده

جواد بدیع‌زاده



برچسب ها: جواد بدیع زاده، رهی معیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 12 آبان 1388


من خودمم نه خاطره، منظره‌ام نه پنجره

من یه هوای تازه‌ام، نه انعکاس حنجره
میخوام سکوت کوچه رو، ترانه بارون بکنم
دلارو به ضیافت، ترانه مهمون بکنم
میخوام بگم که این صدا، هر چی که هست مال منه
شیشه رخوت شبو، سنگ ستاره میشکنه
خونه من همین‌وراست، پیش شما پیاده ها
هر جا که چشم عاشقی، مونده به خط جاده ها
همنفس این وطنم، همدل دل‌بستگیاش
همدم دلواپسی و، هم‌قدم خستگیاش
بغض ترانه سنگیه، من ولی جنس شیشه‌ام
دل رو به غربت نزدم، تیشه نخورده ریشه‌ام
تنها دلیل بودنم، خوندن این ترانه‌هاست
زخم هزار تا خاطره، تو دل عاشقانه‌هاست

ترانه‌سرا: یغما گلرویی | خواننده و آهنگساز: ناصر عبدالهی | تنظیم‌کننده: بهنام ابطحی





برچسب ها: ناصر عبدالهی، یغما گلرویی، بهنام ابطحی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 8 آبان 1388


ای بی وفا، راز دل بشنو، از خموشی من

این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا، چشم دل بگشا، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو در کنار منی، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من، خیز و پرده مشو، پیش چشم تـَرَم
وقت دیدن او راه دیده مگیر

دل دیوانه‌ی من به غیر از محبت
گناهی ندارد خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بی‌پناهی
پناهی ندارد خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان
به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان دل نا امیدم
گواهی ندارد خدا داند

دلم گیرد هر زمان بهانه‌ی تو
سرم دارد شور جاودانه‌ی تو
روی دل بود به سوی آستانه‌ی تو
چو آید شب، در میان تیرگی‎ها
گشاید پر، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی، سوی خانه‌ی تو

شاعر: بهادر یگانه | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: هایده





این ترانه‌ی بی‌نظیر اخیراً توسط علیرضا قربانی نیز بازخوانی شد. اجرای قربانی نیز شنیدنی است


برچسب ها: هایده، همایون خرم، بهادر یگانه، علیرضا قربانی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:52)      ...   13   14   15   16   17   18   19   ...  

Real Time Web Analytics