دوشنبه 14 دی 1388

هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش
من بیچاره گرفتار هوای دل خویش
این تویی با من و غوغای رقیبان از پس
وین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش
هرگز اندیشه نکردم که تو با من باشی
چون به دست آمدی ای لقمه از حوصله بیش
شاعر: سعدی | آهنگساز، خواننده و نوازندهی سنتور: فرامرز پایور


- عموم آهنگسازان بنام موسیقی ایران تصانیف و آوازهایی با صدای خود نیز اجرا کرده اند. شاید اساتید آهنگساز دارای صدایی شش دانگ و حرفهای نباشند، اما شنیدن ملودی ها و آوازها از دهان این بزرگان جنبه ای نوستالژیک و خاطره انگیز دارد. اجراهای اساتید تجویدی، شهناز، بدیعی، روحانی، مشکاتیان، لطفی، بیات و ... را بسیاری شنیده اند.
- در انتهای این اجرای خصوصی استاد حسین الهی قمشهای دقایقی صحبت میکنند که شنیدنی است. این اثر در منزل آقای علی رستمیان در سال 1363 اجرا شده است.
- در انتهای این اجرای خصوصی استاد حسین الهی قمشهای دقایقی صحبت میکنند که شنیدنی است. این اثر در منزل آقای علی رستمیان در سال 1363 اجرا شده است.
برچسب ها: فرامرز پایور، سعدی،
شنبه 12 دی 1388

عشق من، منو صدا کن
منو از خودم رها کن
تو اجاق مردهی دل
آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصمو بی انتها کن
روبروت آینه بگذار
ابدیتی بنا کن
قصهی نگفتهام من
تو بیا روایتم کن!
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی نهایتم کن
عشق من، منو صدا کن
تو منو از نو بنا کن
رهسپار قصهها کن
تو به خاکستر نگاه کن
آتشی تازه به پا کن
ای بهار انتظارم
من زمین بیبهارم
شورهزار انتظارم
چهرهی شکسته دارم
روح جسم خسته دارم
به در ویرانهی دل
بغض قفل بسته دارم
برچسب ها: معین، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر، اردلان سرفراز،
سه شنبه 8 دی 1388

من که فرزند این سرزمینم
در پی توشه ای خوشه چینم
شادم از پیشهی خوشه چینی
رمز شادی بخوان از جبینم
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن
همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن
گه از اینسو به آنسو دویدن
بر پا بود جشن انگور، ای افسونگر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل، با شور وشعف نغمه کن ساز
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
برچسب ها: غلامحسین بنان، روح الله خالقی، کریم فکور، سالار عقیلی، ایرج بسطامی،
پنجشنبه 3 دی 1388

پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!
روح جنگل سیاه
با دست شاخههاش داره
روحمو از من میگیره!
تا یه لحظه میمونم
جغدا تو گوش هم میگن:
پلنگ زخمی میمیره!
راه رفتن دیگه نیست
حجله پوسیدن من
جنگل پیره!
پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!
قلب ماه سر به زیر
به دار شاخهها اسیر
غروبش رو من میبینم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن میبینم!
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایهی دشمن میبینم!
پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!
برچسب ها: داریوش، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی،
یکشنبه 29 آذر 1388

ای امان از فراقت، آمان
مردم از اشتیاقت، آمان
از كه گیرم سراغت؟ آمان
آمان ، آمان ، آمان ، آمان
چشم لیلی چو بر مجنون شد
دل ز دیدار او پر خون شد
خون شد از راه دل بیرون شد
آمان ، آمان ، آمان ، آمان
عارف و عامی از می مستند
عهد و پیمان به ساغر بستند
پای خم توبه را بشكستند
آمان ، آمان ، آمان ، آمان
- این تصنیف ماندگار پیش از اجرای ناظری توسط گروه اساتید - به سرپرستی زندهیاد استاد پایور - و به خوانندگی استاد شجریان اجرا شده بود. به دلیل تنظیم زیباتر، اجرای شهرام ناظری و گروه پایور انتخاب گردید. اجرای شجریان را نیز میتوانید دانلود کنید 
- علیرضا افتخاری نیز این تصنیف را با حال و هوایی دیگر و با تنظیم محمدجواد ضرابیان اجرا کرد. دریافت کنید

- علیرضا افتخاری نیز این تصنیف را با حال و هوایی دیگر و با تنظیم محمدجواد ضرابیان اجرا کرد. دریافت کنید

برچسب ها: محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، فرامرز پایور، عارف قزوینی، علیرضا افتخاری،
پنجشنبه 26 آذر 1388

تو هم با من نبودی،
مثل من با من
و حتی مثل تن با من!
تو هم با من نبودی،
آن که میپنداشتم باید هوا باشد،
و یا حتی، گمان میکردم این تو
باید از خیل خبرچینان جدا باشد.
تو هم با من نبودی،
تو هم با من نبودی!
تو هم از ما نبودی،
آن که ذات درد را باید صدا باشد
و یا با من، چنان همسفرهی شب،
باید از جنس من و عشق و خدا باشد.
تو هم از ما نبودی!
تو هم مؤمن نبودی!
بر گلیم ما و حتی در حریم ما،
سادهدل بودم که میپنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.
تو هم از ما نبودی!
تو هم مؤمن نبودی!
بر گلیم ما و حتی در حریم ما،
سادهدل بودم که میپنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.
تو هم از ما نبودی!
تو هم با من نبودی یار!
ای آوار!
ای سیل مصیبتبار!
برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری،








