شنبه 21 خرداد 1390

من از دشمن نمیترسم
که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جان
نبرد از رو به رو داره
از اون دوست هراس من
که مظلوم سر به تو داره
به عشق و صلح بی تزویر
تظاهر تا گلو داره
من از اعدام بی شمشیر میترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ میترسم
من از نزدیکی نرم نخ و گردن
من از خونریزی بی رنگ میترسم
من از دشمن نمیترسم
که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جان
نبرد از رو به رو داره
خراب نعرههای شیر
نشد پایبست هیچ خونه
من از موریانه میترسم
که بغضش سرد و پنهونه
مگه آتیش اسکندر
حریف بودن ما بود
مگه کابوس تیموری
دلیل مرگ رویا بود
من از اعدام بی شمشیر میترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ میترسم
من از نزدیکی نرم نخ و گردن
من از خونریزی بی رنگ میترسم
برچسب ها: مارتیک، زویا زاکاریان، تیگران ساکیان، حسن شماعی زاده،
پنجشنبه 12 خرداد 1390

بگذر از کوی ما، کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین چو رو کنم
در پی من روان، گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتگو کنم
به گـــریه ندامتــم، ز انتظــــار بی پایـه ای
چو می کند ملامتم، ز جفای تو همسایه ای
چه گفتگو برای او کنم، بر این بلا چگونه خو کنم
ای فرزانگان، بر دیوانگان،این ملامت چرا کنید
کم تماشای ما کنید
از من بگذرید، راه خود روید، عاشقان را رها کنید
کم تماشای ما کنید
مگر به شهر شما، قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد، بسوزد آنکه هست و حاشا دارد
من عاشقم و گنه کار، آیا همه شما بی گناهید؟
من گمرهم و بی قرار، آیا همه شما سر به راهید؟
آیا همه شما بی گناهید؟
برچسب ها: مرضیه، همایون خرم، معینی کرمانشاهی،
جمعه 2 اردیبهشت 1390

تمام ناتمام من، با تو تمام می شود
شاعر بی نام و نشان، صاحب نام می شود
تمام من به نام تو، شعر دوباره می شود
بند سکوت کهنه ام، چهارپاره می شود
تمام نه! تمام نه! که جام ناتمام لبریختهام
تمام نه! تمام نه! که ناتمامی از تو آویختهام
در این حریر خانگی، روی ترانه شستهام
تمام خون من شبی، پر از ستاره میشود
از تو بر این ترانهها، نور ستاره میچکد
بر این بلند بیصدا، غزل دوباره میچکد
تمام نه! تمام نه! که جام ناتمام لبریختهام
تمام نه! تمام نه! که ناتمامی از تو آویختهام
چکه کن ای ابرک من، مثل ستاره بر زمین
طلوع میلاد مرا، در شب بی سحر ببین
برچسب ها: داریوش، شهیار قنبری، عبدی یمینی،
یکشنبه 29 اسفند 1389

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار
دگر مجمر مَنِه، آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست؛ ای گل کجایی؟
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر! جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بُگذاشتی یوز
برچسب ها: ایرج بسطامی، حمید متبسم، سعدی،
جمعه 29 بهمن 1389

لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هرساله
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله
نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گوله تو سینه
آخه بارون که نیس،رگبار باروته
سزای عاشق های خوب ما اینه؟
نترس از گوله ی دشمن گل لادن
که پوست شیره پوست سرزمین من
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دلنازک خسته،گل پر پر
نگو باد ولایت پر پرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مث یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره
نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
کتابای سفیدو دوره می کردیم
که فکر شبکلاهی از نمد باشیم
نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من نترس از گلوله ی دشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما صد تا گره داره
به پیغام کلاغای سیا شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمی آره
نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من،بیا تا من،نگو دیره
سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
نخواب ای حسرت سفره گل گندم
نباش تو دالونای قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه
که فریاد تو رو کم دارن این مردم
ترانهسرا، خواننده و آهنگساز: شهیار قنبری | تنظیمکننده: استیو مککرام


برچسب ها: شهیار قنبری، استیو مککرام،
چهارشنبه 13 بهمن 1389

بنشین به یادم شبی، تر کن از این می لبی
که یاد یاران خوش است
یاد آور این خسته را، کین مرغ پر بسته را
یاد بهاران خوش است
مرغی که زد نالهها، در قفس هر نفس
عمری زد از خون دل، نقش گل بر قفس
یاد باد!
داد داد، عارف با داغ دل زاد
داد ای دل! عارف با داغ دل زاد
ای بلبلان چون در این چمن، وقت گل رسد زین پاییز یاد آرید
چون بردمد آن بهار خوش، بر کنار گل از ما نیز یاد آرید
داد داد، عارف با داغ دل زاد
داد ای دل، عارف با داغ دل زاد
عارف اگر در عشق گل، جان خسته بر باد داد
بر بلبلان درس عاشقی خوش در این چمن یاد داد
گر بایدت دامان گل، ای یار ای یار
پروا نکن چون به جان رسد از خار آزار
داد داد، عارف با داغ دل زاد
داد ای دل، عارف با داغ دل زاد
شاعر: هوشنگ ابتهاج | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیمکننده: جواد معروفی | آهنگساز: محمدرضا لطفی


برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، جواد معروفی، هوشنگ ابتهاج،









