شنبه 17 مهر 1389

وقتی صدای بارون، می پیچه توی ناودون
پر میکشه پرستو، به زیر طاق ایوون
وقتی پرنده صبح، رو شاخهها میشینه
خورشید خانم یه خوشه شبنم زگل میچینه
ابری ترین هوا رو توچشم تو میبینم
شبا به زیر بارون با یاد تو میشینم
وقتی که بوی بارون میپیچه توی جنگل
اقاقی از لطافت میشه یا طاقه مخمل
وقتی که ابری میشه چشمای سبز بیشه
دستای خیس بارون، میمونه روی شیشه
ابری ترین هوا رو توچشم تو میبینم
شبا به زیر بارون با یاد تو میشینم
حالا شبا که نیستی، چشمای من میباره
آواز گریههاتو، بیاد من میاره
بعد تو دست بارون، رو شونههای گل نیست
رو شاخه اقاقی، جا پای سبز گل نیست
چهارشنبه 7 مهر 1389

خدایا به لوح و قلم سوگند
به راز وجود و عدم سوگند
به آشفته حالی که بر خاکت
زند بوسهها، دم به دم سوگند
به مرغ اسیری که در قفسی
غریبانه سر زیر پر دارد
به مرز فراتر از اوج فلک
به پرواز مرغان نظر دارد
دور از ما کن، چهره خودخواهی را
بر ما افشان، پرتو آزدی را
بسوزان دراین هنگامهی غم، بال و پر من
پراکنده کن ذرات همه خاکستر من
دور از ما کن، چهره خودخواهی را
بر ما افشان، پرتو آزادی را
برچسب ها: فرهاد فخرالدینی، مسعود محمودی، محمدرضا شجریان، سلیم فرزان،
پنجشنبه 1 مهر 1389

تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر
به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای من تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی
برای خستگیهام
من کوله بار عشقو
تا پای جان کشیدم
در زیر سایه های
خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده
ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرف
دوستت دارم خسته ام
من به اونکس که باید
دل ببندم بسته ام
ترانهسرا و آهنگساز: جهانبخش پازوکی | خواننده: افشین مقدم


برچسب ها: افشین مقدم، جهانبخش پازوکی، مهستی، منوچهر چشم آذر،
جمعه 19 شهریور 1389

این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
این تو بودی
کز ازل خواندی به من
درس وفا را
این تو بودی
کاشنا کردی به عشق
این مبتلا را
من که این حاشا نکردم
از غمت پروا نکردم
دین من دنیای من
از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من، سودای من
از نور بی پایان تو رونق گرفته
من خود آتشی که مرا
داده رنگ فنا می شناسم
من خود شیوه نگه
چشم مست تو را می شناسم
دیگر ای برگشته مژگان
از نگاهم رو مگردان
این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
شاعر: رحیم معینی کرمانشاهی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: دلکش


برچسب ها: دلکش، علی تجویدی، معینی کرمانشاهی،
شنبه 6 شهریور 1389

به تو عادت کرده بودم، ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه، ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت، مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه، لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه، زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریهی شب، به تو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره، از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو، با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم، عشق من تو در چه حالی
برچسب ها: ابی، آندرانیک، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،
دوشنبه 1 شهریور 1389

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت









