
زان سبوی گلریز، در پیالهام ریز، کاروانی از گل میآید
سرمستِ دیدار، ابر نوبهاران میبارد، بر جانِ هشیار
آغازی تو ساقی، پایانی تو ساقی،
پیدایی تو ساقی، پنهانی تو ساقی
با تو رفتن بی نشانِ عاشقانه،
با تو بودن، دل نهادن، دل سپردن، از زبانِ تو شُنودن
عاشقان را خبرِ باد ِ بهاران داری
گل و گلبرگ و طراوت بوی باران داری
همرهِ خلوتِ شب آمدهای باز
در دیده دارم، شعر باران
ابر بهاران، یاد یاران
یادِ رخسارِ تو خورشیدِ دلم شد
مهمانِ چشمم، رویای تو
در باغِ جانم، آوای تو
مثلِ نسیمی، بر موجِ آب
مثلِ پریدن، پرواز خواب
بر بالِ ابری پنهان، رویای مستی
در خوابِ برگی تنها، پرواز هستی
در ماه باران، باران، اندوهِ پاییز
آمد هزاران لحظه، پرندهی من تو بخوان
از روزگاران روزی
پرنده ی من تو بمان
در باغِ جانم بخوان، ترانهها را
در سبزهزاران ببین، پروانهها را
تو همنشین و آشنایِ خستههایی، پربستههایی
آتشِ عشقِ جان رستههایی
همه غنچهها گرفته از تو نام
همه لالهها گرفته از تو جان
زان سبوی گلریز، در پیالهام ریز، کاروانی از گل می آید
سرمستِ دیدار، ابر نوبهاران میبارد، بر جانِ هشیار
بالایی تو ساقی، والایی تو ساقی
دریایی تو ساقی، صحرایی تو ساقی
آغازی تو ساقی، پایانی تو ساقی
پیدایی تو ساقی، پنهانی تو ساقی
مستی تو ساقی، هوشیاری تو ساقی
رازی تو ساقی، بیداری تو ساقی
بالایی تو ساقی، والایی تو ساقی
دریایی تو ساقی، صحرایی تو ساقی
شاعر: علی اصغر محتاج | خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیمکننده: شهرام گلپریان





