سه شنبه 25 فروردین 1388

شیدای زمانم، رسوای جهانم
بی دلبر و بی دل، بی نام و نشانم
دامن مكش از من، بنشین كه نه شاید
آن دل كه سپردم، دیگر بستانم
افسونگری ای افسانه من
افسانه دل دیوانه من، شوری و نویدی
در تیرگی شبهای سیه
ای روشنی كاشانه من، چون نور امیدی
شمعم كه به جان، می سوزم
تا محفل دل افروزم
افسانه منم، افسانهی عشقم
حال دل خود می دانم
گر لب ز سخن می دوزم
دیوانه منم دیوانهی عشقم
پروا از غمها نكنم
پروانه ام و پروا نكنم، از آتش سوزان
من خود سر تا پا شررم
آتش كم زن بر بال و پرم، ای شمع فروزان
شاعر: تورج نگهبان | آهنگساز و خواننده: امیناله رشیدی

برچسب ها: تورج نگهبان، امین الله رشیدی،




