
میبنیم صورتمو تو آینه
با لبی خسته می پرسم از خودم
این غریبه كیه، از من چی میخواد؟
اون به من یا من به اون خیره شدم؟
باورم نمیشه هر چی میبینم
چشامو یه لحظه رو هم میذارم
به خودم میگم كه این صورتكه
میتونم از صورتم ورش دارم
میكشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم میگه
منو توی آینه نشون میده
میگه این تویی نه هیچ كس دیگه
جای پاهای تموم قصهها
رنگ غربت تو تموم لحظهها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا
آینه میگه تو همونی كه یه روز
میخواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده
داری بی صدا تو قلبت میمیری
میشكنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشتهها حرف بزنه
آینه میشكنه هزار تیكه میشه
اما باز تو هر تیكهش عكس منه
عكسا با دهن كجی بهم میگن
چشم امیدو ببر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن
بوی كهنگی میدن تمومشون
ترانهسرا: اردلان سرفراز | خواننده: فرهاد مهراد | آهنگساز: حسن شماعیزاده | تنظیمکننده: منوچهر اسلامی

برچسب ها: فرهاد، اردلان سرفراز، حسن شماعی زاده،



