دوشنبه 5 مرداد 1388

باز بوی باورم خاکستریست
صفحههای دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم
پیرها زهر هلاهل خورده اند
عشقورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضیست
آهن تفدیده مولا کجاست؟
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دستها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد!
مژدگانی ای خیابانخوابها
میرسد تهماندهی بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجمها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ!
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ!
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سرّ شقایق نیستی
غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعهی مولا شدن کار تو نیست
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
برچسب ها: علیرضا عصار، فواد حجازی، خلیل جوادی،





