جمعه 9 مرداد 1388

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین، پشت گوش پردههاست
تا جهان آگه شود، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی میزند بر خانههای سوگوار
از چراغ روشن اشك سیهپوشان بگو
پرسهی یأس است در آواز این پیتارگان
از زمین، از زندگی، از عشق، از ایمان بگو
سوختم! آتش گرفتم! از رفیق نارفیق
از غریبه، آشنا، یاران همپیمان بگو
ضجهی نامآواران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو
قصههای قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهانساز تهیدستان بگو
با زمستانی كه میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی كه میروید در این گلدان بگو
برچسب ها: داریوش، احمد پژمان، ایرج جنتی عطایی، داود بهبودی،




