نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - شد خزان (خزان عشق) | جواد بدیع زاده، رهی معیری

پنجشنبه 14 آبان 1388

شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفا داری با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی
نوگل گلشن جور و جفایی
وز دل سنگت آه!
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می‌پرستم
تا هستم...

تو و مست از می به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی مِی
من زفراغت ناله کنم تا کی

تو و نی چون ناله کشیدن‌ها
من و چون گل جامه دریدن‌ها
ز رقیبان خواری دیدن‌ها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
بشکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمی کنی ای گل یک دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا کی بی تو بود
از غم خون دل من
آه از دل تو

گر چه زمحنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من هر چه توانی ناز
هر چه توانی ناز
کز عشقت می‌سوزم

شاعر: رهی معیری | خواننده و آهنگساز: جواد بدیع زاده

جواد بدیع‌زاده



برچسب ها: جواد بدیع زاده، رهی معیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics