چهارشنبه 22 مهر 1388

گذشته ها گذشته،
تمام قصه ها هوس بود!
برای او نوشتم:
برای تو هوس بود،
ولی برای من نفس بود!
كاشكی خبر نداشتی،
دیونهی نگاتم!
یه مشت خاك ناچیز،
افتاده ای به زیر پاتم!
كاشكی صدای قلبت،
نبود صدای قلبم!
كاشكی نگفته بودم:
تا وقت جون دادان باهاتم!
نوشته: هرچه بود تموم شد
نوشتم: عمر من حروم شد
نوشته: رفتهای زیادم
نوشتم: شمع رو به بادم
نوشته: در دلم هوس مرد
نوشتم: دل توی قفس مرد
كاشكی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات!
لعنت به من كه آسون
به یك نگات شكستم
به این دل دیونه
راه گریزو ساده بستم
برچسب ها: معین، انوشیروان روحانی، هما میرافشار،





