جمعه 8 آبان 1388

ای بی وفا، راز دل بشنو، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا، چشم دل بگشا، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
امشب که تو در کنار منی، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من، خیز و پرده مشو، پیش چشم تـَرَم
وقت دیدن او راه دیده مگیر
دل دیوانهی من به غیر از محبت
گناهی ندارد خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بیپناهی
پناهی ندارد خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان
به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان دل نا امیدم
گواهی ندارد خدا داند
دلم گیرد هر زمان بهانهی تو
سرم دارد شور جاودانهی تو
روی دل بود به سوی آستانهی تو
چو آید شب، در میان تیرگیها
گشاید پر، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی، سوی خانهی تو
برچسب ها: هایده، همایون خرم، بهادر یگانه، علیرضا قربانی،






