تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - برج | ابی، اردلان سرفراز، فرید زولاند

پنجشنبه 10 بهمن 1387

زیر این گنبد نیلی، زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور، یه برج پیر و کهنه بود

یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق، کبوتری تا برج کهنه پر گشود
برج تنها سرپناه خستگی شد
مهربونیش مرهم شکستگی شد

اما این حادثه ی برج و کبوتر
قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد

اول قصه‌مونو تو می‌دونی تو می‌دونستی
من نمی‌تونم برم تو می‌تونی تو می‌تونستی

باد و بارون که تموم شد، اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاقو ته چشم برج ندید
عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید

ای پرنده من، ای مسافر من
من همون پوسیده‌ی تنها نشینم
هجرت تو هر چی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم

راز پرواز و فقط تو می‌دونی تو می‌دونستی
من نمی‌تونم برم تو می‌تونی تو می‌تونستی

آخر قصه‌مونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: ابی | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیم: منوچهر چشم‌آذر

* توضیح در مورد تصویر برج قدیمی: این برج (یا قلعه) در یکی از روستاهای قدیمی یزد به نام «شَوّاز» واقع شده و قدمت آن به حدود 1500 سال پیش (یعنی قبل از اسلام) باز می‌گردد. عکس از خودم!



برچسب ها: ابی، اردلان سرفراز، فرید زولاند،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics