یکشنبه 17 آبان 1388

تو حضور مبهم پنجرهها
روبروم دیوارای آجریه
خورشید روشن فردا مال تو
سهم من شبای خاكستریه!
توی این دلواپسیهای مدام
جز ترانههای زخمی چی دارم
وقتی حتی تو برام غریبهای
سر رو شونههای بارون میذارم!
اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پر پر میزنه
باورم كن كه فقط باور تو
میتونه قفل قفس رو بشكنه
منمو یه آسمون بیدریغ
منمو یه كورهراه ناگزیر
ای ستارهی شبای مشرقی
پر پرواز منو ازم نگیر!
برچسب ها: شادمهر عقیلی، محمدرضا چراغعلی، نیلوفر لاری پور،
تبلیغات




