سه شنبه 8 دی 1388

من که فرزند این سرزمینم
در پی توشه ای خوشه چینم
شادم از پیشهی خوشه چینی
رمز شادی بخوان از جبینم
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن
همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن
گه از اینسو به آنسو دویدن
بر پا بود جشن انگور، ای افسونگر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل، با شور وشعف نغمه کن ساز
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
برچسب ها: غلامحسین بنان، روح الله خالقی، کریم فکور، سالار عقیلی، ایرج بسطامی،





