دوشنبه 4 مرداد 1389

تو زلالی مثل آینهی حقیقت
رو به رومی روبروم!
مث روزای عزیز یه عزیمت
رو به رومی روبروم!
تا میام تنها باشم
تنهاییمو گریه کنم
همیشه مثل دریچه
با یه دعوت
رو به رومی روبروم!
جذبه و راز یه خلوت
یه ظهوری یه حضور
تو حضور یه طلوعی
روی قلههای دور
بذا تو کوچه تنهایی من
خورشید چشم تو روشن بمونه
بذا هر پنجرهی منتظری
شعر انتظارو با من بخونه
برچسب ها: امیر کریمی، محمدرضا چراغعلی، افشین سرفراز،





