
ای پرنده مهاجر
ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاس
بین دنیای تو با من
تو رفیق شاپرک ها
من تو فکر گله مونم
تو پی عطر گل سرخ
من به یاد بوی نونم
دنیای تو بی نهایت
همه جاش مهمونی نور
دنیای من یه کف دست
روی سقف سرد یک گور
من دارم تو نقب شب جون می کنم
تو داری از پریا قصه میگی!
من توی پیله وحشت می پوسم
واسم از خنده چرا قصه میگی؟
کوچه پس کوچه خاکی
در و دیوار شکسته
آدمای روستایی
با پاهای پینه بسته
پیش تو یه عکس تازه س
واسه آلبوم قدیمی
یا شنیدن یه قصه س
توی یک ده صمیمی
برای من زندگی اینه
پر وسوسه پر غم
یا مثل نفس کشیدن
پرِ لذت دمادم
من دارم تو آدمک ها می میرم
تو داری از پریا قصه میگی!
من توی پیله وحشت می پوسم
واسم از خنده چرا قصه میگی؟
ای پرنده مهاجر
ای همه شوق پریدن
خستگی یه کوله باره
روی رخوت تن من
مث یه پلنگ زخمی
پر وحشت نگاهم
برای وسوسه ی خواب
سایه ای کو سر راهم
نمی خوام مث یه سایه
زیر پاها زنده باشم
مث چتر خورشید می خوام
روی برج دنیا واشم
واسه من اما عذابه
مث حس کردن وحشت
مث درگیری خورشید
با طلسم دیو ظلمت
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز، خواننده و تنظیم کننده: آندرانیک آساندریان (آندو)

توضیح: این ترانهی زیبا پیش از این اجرا - با اندکی تفاوت در ترانه - توسط عارف {+} ، ابی و داریوش {+} نیز اجرا شده بود. اجرای ابی را نشنیدهام، اما به نظرم اجرای آندرانیک چه از لحاظ ملودی و تنظیم و چه از لحاظ خوانندگی بهتر از دو اجرای دیگر است.
برچسب ها: آندرانیک، ایرج جنتی عطایی،




