جمعه 18 بهمن 1387

نمی شه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاس
كه می خواد عاشق كه شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
تو دلت بوسه می خواد من می دونم اما لبت
سر هر جمله دلش می خواد یه اما بذاره
من می خوام تا آخر دنیا تماشات بكنم
اگه زندگی برام چشم تماشا بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه ی دنیا منو همیشه تنها بذاره
برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، حسین منزوی،





