یکشنبه 4 اسفند 1387

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زگلشن رو کرده نهان، در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود
ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو زگلشن زچه بگریزی
روزی تو هماغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی
"ای عاشق شیدا، دلداده ی رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی، باشد نه وفایی
جز ستم ز وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی بنشست
من ماندم و صد خار ستم
وین پیکر بی جان"
ای تازه گل گلشن
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
پژمرده و لرزان
ترانهسرا: بیژن ترفی | خواننده: مرضیه | آهنگساز و تنظیمکننده: پرویز یاحقی

برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،



