
تنها تر از انسان، در لحظهی مرگ
ساده تر از شبنم، رو سفرهی برگ
مطرود هم قبیله، محکوم خویشم
غریبهیی طعمهی این کندوی نیشم!
نفرینی آسمون، مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا، هوای پاکم
تن خسته از تقویم، از شب شمردن
با مرگ ساعتها، بی وقفه مردن
هم غربت بغض شب، مرگ چراغم
تو قرق زمستونی، اندوه باغم
ای دست تو حادثه، تو بهت تکرار
وابسته ی این مردابم، بیا سراغم
تولدم زادن کدوم افوله،
که بودنم حریص مرگ فصوله؟
خسته از بار این بودنم، نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه، بی التهابم
تشنهی تشنهی تشنهام، خود کویرم!
با من مرگ سنگ و انسان، تاریخ پیرم
من ساقهی نورم، میراث مهتاب
تسلیم تاریکی، تو جنگل خواب
ای آیهی عطوفت، ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین
ای اسم تو جواب همه سوالا!
از پشت این کندوی شب
منو صدا کن! صدا!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز و تنظیمکننده: واروژان | خواننده: ابی

برچسب ها: ابی، واروژان، ایرج جنتی عطایی،




