
کمکم کن، کمکم کن!
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن، کمکم کن!
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کمکم کن، کمکم کن!
عشق نفرینی بی پروایی میخواد
ماهی چشمهی کهنه،
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دریاییه چشمه زندونه برام!
چکه چکه های آب مرثیه خونه برام!
تو رگام به جای خون شعر سرخه رفتنه
تن به موندن نمیدم موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم،
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانهی کوچ،
تو سپیدهی غریب جاده ها!
من پر از وسوسههای رفتنم،
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسی سرد،
مسخ یک عشق پر آوازه شدن!
کمکم کن کمکم کن!
نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن!
خرمن رخوت من شعله می خواد
کمکم کن کمکم کن!
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون،
ما باید بریم به دریا برسیم!
دل ما دریاییه،
چشمه زندونمونه!
چکه چکه های آب،
مرثیه خونمونه!
تو رگ بودن ما،
شعر سرخه رفتنه!
کمکم کن که دیگه،
وقت راهی شدنه!

برچسب ها: گوگوش، واروژان، ایرج جنتی عطایی، ابی،




