
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولى دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترَک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گردهایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمردهایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر بردهایم
برچسب ها: ناصر عبدالهی، قیصر امین پور، بهنام ابطحی،

در دل آتش غم رخت، تا كه خانه كرد
دیده سیل خون، به دامنم بس روانه كرد
آفتاب عمر من فرو رفت و ما هم از افق چرا سر برون نكرد
هیچ صبحدم، نشد فلك چون شفق زخون دل مرا لاله گون نكرد
ز روی مهت جانا، پرده برگشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند، كه دل به مهرت پابند، به طره ات جان پیوند
فراق رویت یك چند، به جانم آتش افكند، بكن به وصلت خرسند
بیا نگارا، جمال خود بنما
زرنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین بنشسته چو من
دل خون بس ز غم یاری غنچه دهن
گل درخشنده، چهره تابنده، غنچه در خنده، بلبل نعره زنان
هركه جوینده، باشد یابنده، دل دارد زنده بس كن آه و فغان
ز جور مهرویان، شكوه گر سازی
به ششدر محنت، مهره اندازی
همچون «سالك» دست خود بازی
شاعر: حسن صدر سالك | آهنگساز: عبدالحسین برازنده | خواننده: جلال تاج اصفهانی

توضیح: این تصنیف دلنشین (ابوعطا) پس از اجرای نخست توسط استاد تاج اصفهانی توسط بسیاری دیگر بازخوانی شد. که به عقیدهی من بهترین آنها اجرای پوران در برنامهی گلهای رنگارنگ شماره 373 با تنظیم استاد جواد معروفی {+} و همچنین اجرای علیرضا افتخاری در اولین آلبوم رسمیاش، «آتش دل» است. {+}
» همچنین در این زمینه بخوانید: «تصنیفی كه همه غلط خواندند!» مطلب جالبی است که به نکات مهمی در اجرای این تصنیف اشاره کرده است. {+}
برچسب ها: تاج اصفهانی، عبدالحسین برازنده، سالک اصفهانی، پوران، جواد معروفی، علیرضا افتخاری،

شد از تو رسوا دل من، اسیر غمها دل من!
ببین که آن چشم سیه، چه میکند با دل من!
چو غنچهی خزان رسیده، دلم زغم بهجان رسیده
خروش من زبینوایی، به گوش آسمان رسیده
با دردم آشنا تویی، با جانم همنوا تویی!
در موج عشق و زندگی، من کشتی ناخدا تویی!
که دیدهی دل روشن از آئینهی روی تو دارم!
در سینه عشق و زندگی از عطر گیسوی تو دارم!
شد از تو رسوا دل من، اسیر غمها دل من!
ببین که آن چشم سیه، چه میکند با دل من!
برچسب ها: ایرج، محمد میرنقیبی، عبداله الفت،

گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
از من سفر میكنی و به مرگ قصه میرسی
ببین كه آب میشود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن
گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
تو جامهدان پر میكنی من خالی از جان میشوم
یك لحظه در چشمم ببین ، ببین چه ویران میشوم
بعد از تو با من چه كنم با من بیپناه من
كجای شب پنهان شوم كجای این عاشقشكن
تو میروی و جان من گور ترنم میشود
خورشیدكی كه داشتم در شب من گم میشود
چیزی نگو به آینه با رازقی حرفی نزن
برای بار آخرین تنها نگاهی كن به من
گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
برچسب ها: ایرج جنتی عطایی، بیژن مرتضوی،

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو:
صفحهی ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است!
ای نهایت در تو، ابدیت در تو
ای همیشه با من، تا همیشه بودن
باز کن چشمت را، تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود!
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود!
دلم اینجا تنگ است، دلم اینجا سرد است!
فصلها بی معنی، آسمان بی رنگ است!
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا!
ای همیشه آبی، ای همیشه دریا!
ای تمام خورشید، ای همیشه گرما!
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
ای همیشه روشن، بازکن چشم به من!
برچسب ها: معین، حسن شماعی زاده، آندرانیک، اردلان سرفراز،

به شبلحظهای که در دامن افق سرکشد ستاره
کند با فسونگری سوی عاشقان هر زمان نظاره
شبان با نوای نی گویدت خوشست کوه از کناره
چه از کس نشانه، درین گردش زمانه، کجا مانده جاودانه
نماند زما اثر در جهان اگر شعر عاشقانه
خوشا لحن عاشقی زانکه جاودان ماند این ترانه
سحرگه که در کمند غنچه پیرهن میدرد زمستی
دهد جلوهی سحر، رونق دگر، بر جمال هستی
بگیرد ز ژالهها، جام لالهها، حال می پرستی
شنیدم زبلبل که گفتی به خوشه چینی، که گل زین چمن نچینی
که این لاله و سمن، سرو و نسترن، هر کجا که بینی
بود قلب عاشقی، دست دلبری، موی نازنینی
شاعر: شهرآشوب | خواننده: منوچهر همایونپور | تنظیم: پرویز یاحقی | آهنگ محلی - شوشتری

برچسب ها: منوچهر همایونپور، پرویز یاحقی،
تبلیغات







