
شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی
من همه جا، پی تو گشتهام
از مه و مهر، نشان گرفتهام
بوی تو را، زگل شنیدهام
دامن گل، از آن گرفتهام
دل من، سرگشتهی توست
نفسم، آغشتهی توست
به باغ رویاها، چو گلت بویم
بر آب و آیینه، چو مهت جویم
در این شب یلدا زپیت پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی

** «محمد اصفهانی» نیز این اثر را در آلبوم "تنها ماندم" با تنظیم «کامبیز روشن روان» بازخوانی کرد. {+}
برچسب ها: حسین قوامی، همایون خرم، هوشنگ ابتهاج،

با تو ای همدرد! ای عشق!
با تو درمان یافت این دل
خانهات جاوید آباد!
از تو سامان یافت این دل
ای سراپا عاطفه!
جز یاریت یاری ندارم
ای کلامت شعر بوسه!
بی تو غمخواری ندارم
آسمان خانهات
یک کهکشان رنگینکمان است،
و آن نگاهت
روشنی چون نو عروس آسمان است!
زندگانیات ترانه،
گریههایت عاشقانه،
واژههایت سادهگویی،
گفتگوی کودکانه!
دیدگانت بامدادان،
اشکهایت چشمهساران،
چهرهات رنگ سپیده،
گونههایت لالهزاران!
گیسوانت آبشاران،
زلف جنگل زیر باران!
پیکرت آمیزهای از عطر پاک گلعذاران!
با تو ای همدرد! ای عشق!
با تو باران در بهاران
مثل یک قطره تو دریا
گم شدن در جمع یاران
با تو ای همزاد! همدل! با توام! بی باده مستم
سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم
ای سرا پا بینیازی!
در کنارت بینیازم!
با تو رودم، با تو ابرم!
هم نشیبم، هم فرازم!
آب و خاک و باد و آتش
خانه در تو، جمله در تو
مهر و کین و خشم و بخشش
جمع در تو، سر به سر تو
آفتاب آسمانی،
بینهایت بیکرانی!
دشمن سردی و ظلمت،
روشنی بخش جهانی!
ترانه سرا: منوچهر نامورآزاد | خواننده: داریوش | آهنگساز: محمد شمس | تنظیمکننده: تیگران ساکیان

* به دوستانی که خارج از ایران هستند و یا به هر نحو، قادر به تهیه آثار منتشر شده در خارج از ایران هستند، پیشنهاد میکنم آخرین اثر داریوش را حتماً تهیه نمایند. ترکیبی بینظیر از کلام، ملودی و تنظیم با صدای همیشه جاویدان داریوش اقبالی. معجزهای خوش طنین بهنام "معجزه خاموش" !
برچسب ها: داریوش، محمد شمس، منوچهر نامورآزاد، تیگران ساکیان،

ز کــــــوی یـار مــــــــیآید نــــسیم باد نـــــــوروزی
از این بــــــــاد ار مـدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن
کــــه قارون را ضررها داد سـودای زر انـــدروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیافشــــــانـــــی
به گلزار آی کز بلبل غــزل گفــــــتــــــــن بیاموزی
جدا شد یار شیرینت کنون تــنها نــشـین ای شـــمع
که حکم آسمان این است اگر سازی وگــر سـوزی
میای دارم چو جان صافی، صوفی میکند عـــیبش
خــدایا هــیــــــچ عــــاقل را مــادا بخت بـــــد روزی
شاعر: حافظ | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان

برچسب ها: محمدرضا شجریان، حافظ،

زان سبوی گلریز، در پیالهام ریز، کاروانی از گل میآید
سرمستِ دیدار، ابر نوبهاران میبارد، بر جانِ هشیار
آغازی تو ساقی، پایانی تو ساقی،
پیدایی تو ساقی، پنهانی تو ساقی
با تو رفتن بی نشانِ عاشقانه،
با تو بودن، دل نهادن، دل سپردن، از زبانِ تو شُنودن
عاشقان را خبرِ باد ِ بهاران داری
گل و گلبرگ و طراوت بوی باران داری
همرهِ خلوتِ شب آمدهای باز
در دیده دارم، شعر باران
ابر بهاران، یاد یاران
یادِ رخسارِ تو خورشیدِ دلم شد
مهمانِ چشمم، رویای تو
در باغِ جانم، آوای تو
مثلِ نسیمی، بر موجِ آب
مثلِ پریدن، پرواز خواب
بر بالِ ابری پنهان، رویای مستی
در خوابِ برگی تنها، پرواز هستی
در ماه باران، باران، اندوهِ پاییز
آمد هزاران لحظه، پرندهی من تو بخوان
از روزگاران روزی
پرنده ی من تو بمان
در باغِ جانم بخوان، ترانهها را
در سبزهزاران ببین، پروانهها را
تو همنشین و آشنایِ خستههایی، پربستههایی
آتشِ عشقِ جان رستههایی
همه غنچهها گرفته از تو نام
همه لالهها گرفته از تو جان
زان سبوی گلریز، در پیالهام ریز، کاروانی از گل می آید
سرمستِ دیدار، ابر نوبهاران میبارد، بر جانِ هشیار
بالایی تو ساقی، والایی تو ساقی
دریایی تو ساقی، صحرایی تو ساقی
آغازی تو ساقی، پایانی تو ساقی
پیدایی تو ساقی، پنهانی تو ساقی
مستی تو ساقی، هوشیاری تو ساقی
رازی تو ساقی، بیداری تو ساقی
بالایی تو ساقی، والایی تو ساقی
دریایی تو ساقی، صحرایی تو ساقی
شاعر: علی اصغر محتاج | خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیمکننده: شهرام گلپریان

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مطرب نی بزن، ساقی می بیار
بازا ای رمیده بخت من
بوسی ده دل مرا مشکن
تا از آن لبان میگونت
می نوشم به جای خون خوردن
آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مطرب نی بزن، ساقی می بیار
خوش بود در پای لاله
پر کنی هر دم پیاله
ناله تا به کی ؟
خندان لب شو همچو جام می
چون بهار عشرت و طرب
باشدش خزان غم ز پی
بر سر چمن بزن قدم
می بزن به بانگ چنگ و نی
آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مطرب نی بزن، ساقی می بیار
ای گل در چمن بیا با من
پر کن از گل چمن دامن
سر بنهم به روی دامانت
می نوشم به پای گل ها من
خوش بود در پای لاله
پر کنی هر دم پیاله
ناله تا به کی ؟
خندان لب شو همچو جام می
از چه روی ز جلوهی بهار
ای بهار من تو غافلی؟
روی خود ز عاشقی متاب، ای صفا اگر که عاقلی
آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مطرب نی بزن، ساقی می بیار
ترانهسرا: اسماعیل نواب صفا | آهنگساز: مهدی خالدی | خواننده: دلکش

برچسب ها: دلکش، مهدی خالدی، اسماعیل نواب صفا،

از غم آزادم، ای دلدارم
گر کنی یادم، در شب تارم
چون خزان بمیرد، گل جهان بگیرد
آتش گل از باغ، سر کشد به آفاق
برق زند به گلشن برق صبح روشن
ای یار همنوایم، آشنایم
همسرودم، همسرایم، با حسودم گو نوایم
چو خون چکان ترانه، رسم به هر کرانه
ای شمع شام تارم، بی قرارم
بی تو ابری خون نگارم، تا بروید گل ز خارم
رسم به هر کرانه، چو خون چکان ترانه
گلشن ای نازنین، بشکفد بعد از این
دل نماند حزین، مژدگانی بهار است
ای گلستان گل، جان تو جان گل
گل به قربان گل، مژدگانی بهار است
شاعر: علی معلم دامغانی | خواننده، آهنگساز و تنظیمکننده: مجید اخشابی

برچسب ها: مجید اخشابی، علی معلم،




