
یه شب مهتاب، ماه میآد تو خواب
منو میبره، کوچه به کوچه
باغ انگوری، باغ آلوچه
دره به دره، صحرا به صحرا
اون جا که شبا، پشت بیشهها
یه پری میآد، ترسون و لرزون
پاشو میذاره، تو آب چشمه
شونهمیکنه، موی پریشون
یه شب مهتاب، ماه میآد تو خواب
منو میبره، ته اون دره
اونجا که شبا، یکه و تنها
تکدرخت بید، شاد و پرامید
میکنه به ناز، دسشو دراز
که یه ستاره، بچکه مث
یه چیکه بارون، به جای میوهش
سر یه شاخهش، بشه آویزون
یه شب مهتاب، ماه میآد تو خواب
منو میبره، از توی زندون
مث شبپره، با خودش بیرون
میبره اونجا، که شب سیا
تا دم سحر، شهیدای شهر
با فانوس خون، جار میکشن
تو خیابونا، سر میدونا:
عمو یادگار! مرد کینهدار!
مستی یا هشیار، خوابی یا بیدار؟
مستیم و هشیار، شهیدای شهر!
خوابیم و بیدار، شهیدای شهر!
آخرش یه شب، ماه میآد بیرون
از سر اون کوه، بالای دره
روی این میدون، رد میشه خندون
برچسب ها: احمد شاملو، فرهاد، اسفندیار منفردزاده،

ایرانی به سرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد
چه از پا نشستی
در این شب سپیده نادمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چه داری از این شب
که در خون کشیده سپیده
تیغ بر کش آذر فشان، نغمهها را تندری کن
در دل شب رخ بر فروز، کار مهر خاوری کن
از درون سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز
تا جهانی از تباهی وا رهانی
دیو شب را تیغ بر دل برنشانی
با خواری در روزگار ننگ باشد زندگانی
مرگ به تا چنین زندگانی
ای مبارز ای مجاهد ای برادر
دل یکی کن ره یکی کن بار دیگر
راه بگشا سوی شهر روشنی ها
روزگار تیرگی ها برسرآمد
شاعر: جواد آذر | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم: محمدرضا لطفی

برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، جواد آذر،

ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
ای زتو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشهات اندیشه ام
آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازن سپاهت صف به صف
خون به دل کردند دشت ونهر را
بازگرداندند خرمشهر را
ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
ای دریغ از تو که ویران بینمت
بیشه را خالی زشیران بینمت
خاک تو گر نیست جان من مباد
زنده در این بوم و بر یک تن مباد
***
وطن یعنی همه آب و همه خاک
وطن یعنی همه عشق و همه پاک
به گاه شیر خواری گاهواره
به دور درد پیری عین چاره
وطن یعنی پدر، مادر، نیاکان
به خون و خاک بستن عهد و پیمان
وطن یعنی هویت، اصل، ریشه
سر آغاز و سر انجام و همیشه
ستیغ و صخره و دریا و هامون
ارس، زایندهرود، اروند، کارون
وطن یعنی سرای ترک تا پارس
وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
وطن یعنی دو دست از جان کشیدن
به تنگستان و دشتستان رسیدن
زمین شستن ز استبداد و از کین
به خون گرم در گرمابهی فین
وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رُفتن
وطن یعنی هدف، یعنی شهامت
وطن یعنی شرف، یعنی شهادت
وطن یعنی گذشته، حال، فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا، یعنی ایران
وطن یعنی رهایی ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون
وطن یعنی زبان حال سیمرغ
حدیث جان زال و بال سیمرغ
سپاه جان به خوزستان کشیدن
شهادت را به جان ارزان خریدن
نماز خون به خونین شهر خواندن
مهاجم را زخرمشهر راندن
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا، یعنی ایران
شاعر: علیرضا شجاعپور | خواننده: علیرضا عصار | آهنگساز و تنظیمکننده: فواد حجازی

برچسب ها: علیرضا عصار، فواد حجازی، علیرضا شجاع پور،

ایران هنگام کار است، برخیز و ببین، ایران
بختت در انتظار است، از پا منشین، ایران
از جور فراوان هر گوشه شوری به پاست
خون ها شده پامال، آزادیش خون بهاست
خدا ز درد و غم رهاند ما را
خدا به کام دل رساند مارا
دور جهان نگر که چه با ما خواهد کرد
حب وطن نگر که چه غوغا خواهد کرد
آه چه محنت ها که کشیدی، ایران
آه به کام دل نرسیدی، جز غم ندیدی، ایران
خدا ز درد و غم رهاند ما را
خدا به کام دل رساند مارا
تا به کی به دل جوانی نکنم، به عادت پیران
جامی بده به یاد وطنم، سلامت ایران، ایران
تا زدل، برکشم، نعره آزادی
شاعر: ملک الشعرا بهار | آهنگساز: غلامحسین درویش | خواننده: علیرضا قربانی | تنظیمکننده: پژمان طاهری

برچسب ها: علیرضا قربانی، درویش خان، ملک الشعرا بهار، پژمان طاهری،

با تو هستم ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای صدای گرم آبشاران
ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری بهار بی پائیز
زعطر خاک تو گشتهام لبریز
به سینهی من کلام جاویدی
به چشم من چو نور خورشیدی
آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم
به دشت تشنه شکوه بارانی
سرود پاکی شعر بهارانی
غروب ما را پیام خورشیدی
طلوع بودن طلوع امیدی
تو سرود فصل سبز ما
بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری بهار بی پائیز
ز عطر خاک تو گشته ام لبریز
به سینه من کلام جاویدی
به چشم من چو نور خورشیدی
آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم
شاعر و خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیمکننده: فریبرز لاچینی

برچسب ها: محمد نوری، فریبرز لاچینی،

ای خطه ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین، جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من
تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من
دردا و دریغا که چنان گشتی بی من
کز بافته خویش نداری کفن من
امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من ، وطن من
شاعر: ملک الشعرا بهار | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | خواننده: ایرج بسطامی

برچسب ها: ایرج بسطامی، پرویز مشکاتیان، ملک الشعرا بهار،





