
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب همصداییها پلیس ضد شورش نیست!
نه بمب هستهای داره، نه بمبافکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچهای پاشو روی مین جا نمیذاره
همه آزاده آزادن، همه بیدرد بیدردن
تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن!
جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و طاغوت!
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانهس
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتشبس!
کسی آقای عالم نیست، برابر با همان مردم
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونهی گندم
بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا
برچسب ها: سیاوش قمیشی، یغما گلرویی،

میگذرد کاروان، روی گل ارغوان
قافله سالارِ آن، سرو شهید جوان
در غم این عاشقان، چشم فلق خون فشان
داغ جدایی به دل، آتش حسرت به جان
خورشیدی، تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید٬ در سوگت٬ آسمان
میسوزد٬ از داغت٬ شمع جان
چون روید٬ لاله از٬ خاک تو
یاد آرم٬ از جان، پاک تو
بنگر چون شد، دل ها خون شد
زین آتشها، از موج خون
شد لالهگون، دشت و صحرا
زین درد و غم، گرید عالم
ای شهید ما
از این ماتم، خون میگریم
ای یاران! ای یاران!
سوزم از داغ غمی، داغ ظلم و ستمی
خون هر جانباز، می دهد آواز
جان فدای وطنم، خاک ایران کفنم
ای دریغا، لاله ی ما
گشته گلگون، خفته در خون
خورشیدی، تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید٬ در سوگت٬ آسمان
میسوزد٬ از داغت٬ شمع جان
برچسب ها: شهرام ناظری، محمدرضا لطفی،

کوچه ها باریکن دکونا بستهس
خونه ها تاریکن تاقا شیکستهس
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده میبرن کوچه به کوچه
نگا کن، مردهها به مرده نمیرن
حتی به، شمع جون سپرده نمیرن
شکل فانوسین، که اگه خاموشه
واسه نف نیست، هنو یه عالم نف توشه!
جماعت! من دیگه حوصله ندارم
به خوب امید و از بد گله ندارم
گر چه از دیگرون فاصله ندارم
کاری با کار این قافله ندارم
برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، احمد شاملو،
خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را که من
بستم به خون دل
بر سر و چشم درو دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من
وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم
بدشواری در دهان گود گلدان ها
روز های سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبک شب
من بهر سو می دوم گریان
از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد
وای بر من همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
وانچه دارد منظر و ایوان
من بدستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زان دگر سو شعله برخیزد ، بگردش دود
تا سحرگاهان که میداند
که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر »
وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم ازپی امداد
سوزدم این آتش بیداد گر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ، فریاد
شاعر: مهدی اخوان ثالث | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان

برچسب ها: محمدرضا شجریان، مهدی اخوان ثالث،
با من اكنون چه نشستنها، خاموشیها
با تو اكنون چه فراموشیهاست
چه كسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانهاش ویران باد!
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
خویشتنی
از كجا كه من و تو
شور یكپارچگی را در شرق
باز برپا نكنیم؟
از كجا كه من و تو
مشت رسوایان را وانكنیم؟
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه كسی برخیزد؟
چه كسی با دشمن بستیزد؟
چه كسی
پنجه در پنجهی هر دشمن درآویزد؟
شاعر: حمید مصدق | آهنگساز و خواننده: حبیب

جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: حبیب، حمید مصدق،
بده ... بدبد! بده ... بدبد!
چه امیدی؟ چه ایمانی؟
کَرَک جان! خوب میخوانی
من این آواز پاکت را دراین غمگین خراب آباد
چو بوی بال های سوخته ات پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را،
ولیکن دل به غم مسپار
کرک جان! بندهی دم باش
بده ... بد بد
ره هر پیک و پیغام خبر بستهست
نه تنها بال و پر، بال نظر بستهست
قفس تنگ است و در بستهست
کرک جان! راست گفتی، خوب خواندی، ناز آوازت
من این آواز تلخت را ... بده ... بد بد!
دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند
من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد
بده ... بدبد! چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟
کرک جان ! خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن
خوشا پیمانهای دور از حریفان گرانجانی
شاعر: مهدی اخوان ثالث | خواننده: علیرضا قربانی | آهنگساز و تنظیمکننده: پژمان طاهری
* کرک: مرغی است از تیهو کوچکتر که به عربی سلوی و به ترکی بلدرچین گویندش. (از لغتنامهی دهخدا)
** کرک آوازی دارد شبیه به "بدبده" و صیادان برای شکار این مرغ حیله ی عجیبی
بکار میبرند. تور میگسترند و وسیله ای دارند که صدای جفت ماده ی کرک را
تقلید میکند تا کرک برای جفت گیری بیایدو به هوای آن به دام افتد . یا
بالعکس آواز نر را برای شکار ماده تقلید می کنند.
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند
برچسب ها: علیرضا قربانی، مهدی اخوان ثالث، پژمان طاهری،







