آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
از در و رنج آدما از صحن پر خطر بگی
از شوروشوق باغها، از شعله های پر شرر،
ازدیده های تر بگی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
تو میتونی کلید باشی قفل درهارو وا کنی
دستای پینه بسترو از زنجیرا جدا کنی
تو میتونی دیو شبو رسوا کنی!
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
دور شو، شرر شو، موج شو، خزر شو
فریاد خشم مردم، جنبش پر ثمر شو
سرو شو، سمن شو، مشعل شب شکن شو
دار شو، درو کن، زمینو زیر و رو کن
رود شو، روان شو، پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران، چاره درد من شو
راه شو، رها شو، غرش طوفان شو
چشم و چراغ مردم ،از نو دوباره پا شو
تو میتونی اگه بخوای قیامتی به پا کنی
کبوترای خسترو از قفسا رها کنی
تو میتونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی
ترانهسرا: مینا اسدی | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیمکننده: محمد شمس

برچسب ها: داریوش، محمد شمس، مینا اسدی،
لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون
خاک مستورهی قلب بشر آورده برون
دل ماتم زده مادر زاری است که مرگ
از زمین همره داغ پسر آورده برونش
آتشین آه فرو مرده مدفون شده است
که زمین از دل خود شعله ور آورده برون
راست گویی که زبانهای وطن خواهان است
که جفای فلک از پشت سر آورده برون
یا به تقلید شهیدان ره آزادی
طوطی سبز قبا سرخ پر آورده برون
یا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار
نقشی از خون دل رنج بر آورده برون
شاعر: ملک الشعرا بهار | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز: پرویز مشکاتیان

جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان، ملک الشعرا بهار،
با اینكه دارن سیاهپوشا،
از توی شط كوچهها،
جمع میكنن ستاره های پر پرو
با اینكه دارن عزادارا،
از زیر آوار جنون،
در میارن كفترای خاكسترو!
با اینكه بوی تفتیش و خون
پیچیده توی قصهها
با اینكه صدای انفجار،
مرثیه خونه همه جا...
"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"
با اینكه داس دلهره،
گردن این دقیقهها رو میشمره،
با اینكه آینه از شبو گریه پره!
با اینكه تو ماهتاب و آب
صدای كوچستو شتاب،
با اینكه تو پستوی ذهن همه كس
رد گریزه و قفس...
"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: ابی | تنظیمکننده: استیو مککرام

برچسب ها: سیاوش قمیشی، ابی، ایرج جنتی عطایی، استیو مک کرام،

وطن! وطن! نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریبوار که زیر آسمان دیگری غنودهام
همیشه با تو بودهام همیشه با تو بودهام
اگر که حال پرسیام تو نیک میشناسیام
من از درون قصهها و غصهها برآمدم
حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان به دختر سیاه چشم کدخدا
ز پشت دود کشتهای سوخته درون کومه های سیاه
ز پیش شعلههای کورهها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبودهام
یکی ز چهرههای بیشمار تودهام
چه غمگنانه سالها که بالها زدم به روی بحر بیکنارهات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی
به اوج رفت موجهای تو
که یاد باد اوجهای تو
در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تختهپارهها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان
به گودهای هول
بسی صدف گشودهام
گهر ز کام مرگ در ربودهام
بدان امید تا که تو دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده واکنی
به بند ماندهام شکنجه دیدهام
سپیده هر سپیده جان سپردهام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنودهام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستودهام
کنون اگر که خنجری میان کتف خستهام
اگر که ایستادهام و یا ز پا فتادهام
برای تو، به راه تو شکستهام
اگر میان سنگهای آسیا چو دانههای سودهام
ولی هنوز گندمم غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانهای که بودهام
سپاه عشق در پی است شرار و شور کار ساز با وی است
دریچههای قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش میرسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سرودهام
نبود و بود برزگر را چه باک اگر برآید از زمین
هر آنچ او به سالیان فشانده یا نشانده است
وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من
پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو
به دوردست مه گرفته پر گشودهام
شاعر: سیاوش کسرایی | خواننده: همایون شجریان | آهنگساز: سعید فرجپوری

برچسب ها: همایون شجریان، سیاوش کسرایی، سعید فرجپوری،
توی این ساعت شوم، توی این فصل کبود
وسط تعزیهی هیشکی نیست، هیشکی نبود
توی هیر و ویر این جشن جنجال سکوت
کی صداتو برده میهن خشم آلود؟
خورشیدتو کی برده و کی سایهتو آتیش زده؟
که از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده!
مگه تو تقویم سکون، ستاره تو چاه کیه؟
سال روی شاخ چی و خندق سر راه کیه؟
بگو تو فال قهوهمون، عجوزه بدخواه کیه؟
آفتاب لب بوم کی و عقرب روی ماه کیه؟
خورشیدتو کی برده و کی سایهتو آتیش زده؟
که از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده!
خونه از گریه پره، کوچه از مرگ غزل
توی ویرونی باغ، نعش گل بغل بغل
قطرهای اشک اینجا، شعلهای آه اونجا
پارهای گل اینجا، تیکهای ماه اونجا
کوچه تا کوچه هراس، خونه تا خونه عزا
دل به دل نفرین و، لب به لب نعش دعا
لشگر گلخوارو کی به راه انداخته؟
خواهر خورشیدو کی به چاه انداخته
خورشیدتو کی برده و کی سایهتو آتیش زده؟
که از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیمکننده: بابک سعیدی

برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، بابک سعیدی،
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهی ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایهی گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن
غیرت کن و اندیشهی ایام بتر کن
واندر جلوی تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
شاعر و آهنگساز: عارف قزوینی | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیمکننده: فرامرز پایور

برچسب ها: محمدرضا شجریان، عارف قزوینی، فرامرز پایور،
تبلیغات



