جمعه 19 شهریور 1389

این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
این تو بودی
کز ازل خواندی به من
درس وفا را
این تو بودی
کاشنا کردی به عشق
این مبتلا را
من که این حاشا نکردم
از غمت پروا نکردم
دین من دنیای من
از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من، سودای من
از نور بی پایان تو رونق گرفته
من خود آتشی که مرا
داده رنگ فنا می شناسم
من خود شیوه نگه
چشم مست تو را می شناسم
دیگر ای برگشته مژگان
از نگاهم رو مگردان
این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
شاعر: رحیم معینی کرمانشاهی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: دلکش


برچسب ها: دلکش، علی تجویدی، معینی کرمانشاهی،
شنبه 6 شهریور 1389

به تو عادت کرده بودم، ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه، ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت، مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه، لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه، زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریهی شب، به تو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره، از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو، با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم، عشق من تو در چه حالی
برچسب ها: ابی، آندرانیک، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،
دوشنبه 1 شهریور 1389

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت






