یکشنبه 23 مرداد 1390

ای زمین خشک و تشنه، ای که در تو ریشه دارم
ای همه دارو ندارم، از غم تو سوگوارم
خاک تنها و صبورم، با تو اما ماندگارم
لحظههای انتظارو، چون نفسهام میشمارم
یه روز اینجا باغی بود، شب که بود چراغی بود
اما همین که شب شکست، جاش یه شب تازه نشست
عطش که بود خبری که بود، هیچکی نبود ابری که بود
باد غریبی که وزید، سینه ابرا رو درید
وقتی اومد ابر نموند، یاس که اومد صبری نموند
خاک تنها و صبورم، با تو اما ماندگارم
لحظه های انتظارو، چون نفسهام میشمارم
حالا اینجا منم و من، با تو ای خاک، خاک خسته
با تو هستم که وجودم، ذره ذره به تو بسته
من با تو هستم تا ابد، سر میکنم با خوب و بد
ثروت من این زمینه، هر چی که دارم همینه
مام تنها و صبورم، با تو اما ماندگارم
لحظه های انتظارو، چون نفسهام میشمارم
اگه موندن خیلی سخته، هر چه باشه یه شروعه
یه قدم رو به شکفتن، یه پنجره رو به طلوعه
پائیز با همو دیدم، از غم نه سرما تکیدم
من عاشق این زمینم، موندم بهارو ببینم
من زندگی رو اینجا شناختم،
همیشه سوختم همیشه ساختم
هر چه را که داشتم،
اینجا گذاشتم ...
برچسب ها: ستار، فرید زولاند، اردلان سرفراز، آندرانیک،
سه شنبه 5 بهمن 1389

نه به ابر، نه به آب، نه به این آبی آرام بلند
من مناجات درختان را هنگام سحر
نفس پاک شقایق را در دامن کوه
رقص عطر گل یخ را با باد
همه را میبینیم، میشنوم
من به این جمله نمیاندیشم، به تو میاندیشم
به تو میاندیشم، به تو میاندیشم
ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو میاندیشم
همه وقت، همه جا، من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان
تو بمان با من، تنها تو بمان
جای مهتاب، به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
من همین یک نفس از جرعهی جانم باقیست
آخرین جرعهی این جام تهی را تو بنوش!
پاسخ چلچلهها را تو بگو
قصهی ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من، تنها تو بمان
به تو میاندیشم، به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو میاندیشم ...
برچسب ها: معین، آندرانیک، فریدون مشیری،
سه شنبه 16 آذر 1389

با سقوط دستای ما، در تنم چیزی فرو ریخت
هجرتت اوج صدامو، از فراز شاخه آویخت
ای زلالِ سبزِ جاری، جای خوبِ غسل تعمید
بی تو باید مرد و پژمرد، زیر خاک باغچه پوسید
فصلی که من با تو ما شد، فصل سبز خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد، فصل خاکستریِ مرگ
تو بگو جز تو کدوم رود، ناجی لب تشنگی بود
جز تو آغوش کدوم باد، سایه گاه خستگی بود
بی تو باید بی تو باید، تا نفس دارم ببارم
من برای گریه کردن، شونههاتو کم میآرم
چشم تو با هقهق من، با شکستن آشنا نیست
این شکستن بیصدا بود، هر صدایی که صدا نیست
ای رفیق ناخوشیها، این خوشی باید بمیره
جز تو همراهی ندارم، تا شب از من پس بگیره
با تو بدرود ای مسافر، هجرت تو بی خطر باد
پر تپش باشه دلی که، خون به رگهای تنم داد
فصلی که من با تو ما شد، فصل سبز خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد، فصل خاکستری مرگ
برچسب ها: گوگوش، شهیار قنبری، منوچهر چشمآذر، آندرانیک،
شنبه 6 شهریور 1389

به تو عادت کرده بودم، ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه، ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت، مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه، لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه، زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریهی شب، به تو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره، از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو، با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم، عشق من تو در چه حالی
برچسب ها: ابی، آندرانیک، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،
پنجشنبه 3 تیر 1389

تو مکهی عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبَتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم!
هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق دیدن گل روی تو اینجا موندم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی؛ حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات، نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم میریزم تا کفترارو سیر کنم
واست میمیرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات میشینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم
برچسب ها: معین، آندرانیک، مسعود امینی،
شنبه 3 بهمن 1388

اسم مرا صدا کن، با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه، ای شعر عاشقانه
غمگین ز بی تو ماندن، با عطر تو عجینم
دور از امید و باور، دلخوش به این بهانه
زیر غبار حسرت، اسم مرا صدا کن
با من بخوان دوباره، صد شعر و صد ترانه
ابر غریب غصه، غمگین ز راز چشمت
گریه ولی باران، بی نام و بی نشانه
اسم مرا صدا کن!
قهر سکوت تلخت، هم راز هقهقام شد
مرهم جز این نباشد، در ظلمت شبانه
با خود اگر چه دورم، سر تا به پا تو هستم
از تو به خود رسیدم، پر شور و عارفانه
ای موج سرکش شب، دریای برد باری
من زورقی شکستهام، در شام شاعرانه
اسم مرا صدا کن، با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه، ای شعر عاشقانه
برچسب ها: آندرانیک،











