
بشکن! باشه میشکنم!
بشکن! وقت رفتنه!
بشکن! دست دشمنه!
ای آخرین مهمان این میخانه، بشكن
ای نقطه پایان این افسانه، بشكن
بشكن حریم شوم این بتخانه، بشكن
تا نشكنی پیمان خود با خانه، بشكن
جانانه بشكن! رندانه بشكن!
ای خسته از زنجیر جهل و فتنه، بشكن
ای در كنار چشمه مانده تشنه، بشكن
بشكن حدیث تلخ پشت و دشنه، بشكن
تا نشكنی در خویشتن این فتنه، بشكن
جانانه بشكن! رندانه بشكن!
ای قرنها زندانی تقدیر، بشكن
تقدیر را با ضربه تدبیر، بشكن
بشكن فسون این قل و زنجیر، بشكن
بشكن ستون خانه تزویر، بشكن
جانانه بشكن! رندانه بشكن!
برچسب ها: ابی، اسفندیار منفردزاده،
با اینكه دارن سیاهپوشا،
از توی شط كوچهها،
جمع میكنن ستاره های پر پرو
با اینكه دارن عزادارا،
از زیر آوار جنون،
در میارن كفترای خاكسترو!
با اینكه بوی تفتیش و خون
پیچیده توی قصهها
با اینكه صدای انفجار،
مرثیه خونه همه جا...
"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"
با اینكه داس دلهره،
گردن این دقیقهها رو میشمره،
با اینكه آینه از شبو گریه پره!
با اینكه تو ماهتاب و آب
صدای كوچستو شتاب،
با اینكه تو پستوی ذهن همه كس
رد گریزه و قفس...
"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: ابی | تنظیمکننده: استیو مککرام

برچسب ها: سیاوش قمیشی، ابی، ایرج جنتی عطایی، استیو مک کرام،

ای تو هم بغض هنوز از من و ما عاشق تر
ای تو از خاصیت عاطفه پیغام آور
همدم دور به من، مثل تن من نزدیک
صاحب قصه میلاد و هنوز و آخر
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه
با چه ترسی بی تو دور از چشم تو میزیستم
من حریف جذبهی چشم تو هرگز نیستم
رحم کن تا شب بیجنبش بیحوصلگی
پشت این پنجرهی خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم
تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه
ای مراقب چراغ نفس من در باد
نفست به شعر من جرات عریانی داد
بال پرواز من در به در عاشق باش
چون که در من کسی از اوج پریدن افتاد
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه

برچسب ها: ابی، شهیار قنبری، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر،

تو نیستی و صدای تو، هوای خوب این خونه ست
صدای پای عطر گل، صدای عشق دیونه ست
تو از من دور و من دلتنگ، تو آبادی و من ویرون
همیشه قصه این بوده، یكی خندون یكی گریون
همیشه مثل این بوده، تو یک لحظه تو یك دیدار
یه زخم از زهر یک لبخند، تموم عمر فقط یک بار
پس از اون زخم پروردن، پس از اون عادت و تكرار
ولی مثل یه روح اینور، یه نیمه اونوره دیوار
خودت نیستی صدات مونده، صدات چشمامو گریونده
دلم روی زمین مونده، فقط از تو همین مونده
نفسهای عزیز من، صدای پای شببوهاست
صدای باد و بوی نخل، هوای شرجی دریاست
سكوت اینجا صدای تو، هوا اینجا هوای تو
پر از تكرار این حرفم، دلم تنگه برای تو
همیشه قصه این بوده، یا مرگ قصه یا آدم
ته دریاچه های عشق، می جوشن چشمههای غم
همیشه عشق یعنی ابر، غروب و غربت بارون
تو در من جوشش شعری، صدای اون لبای سرد
خودت نیستی صدات مونده، صدات چشمامو گریونده
دلم روی زمین مونده، فقط از تو همین مونده
ترانهسرا: اردلان سرفراز | خواننده: ابی | آهنگساز: فرید زولاند

توضیح: این ترانه با صدای «ستار» نیز اجرا و در آلبومی با همین نام (دلتنگی) منتشر شده است. اجرای «ابی» غیر رسمی بوده و در آلبومی منتشر نشده است. دلیل کیفیت پایین این ترانه ابی نیز کپی شدن از روی نسخ شخصی و غیررسمی میباشد.
به نظر بنده با توجه به وسعت صدای دو خواننده، «ابی» بهتر از پس اجرای ترانه برآمده است. البته تنظیم اجرای ستار بهتر و حرفهای تر انجام شده است. اجرای ستار را نیز میتوانید دریافت کنید. {+}
برچسب ها: ابی، فرید زولاند، اردلان سرفراز، ستار،

تنها تر از انسان، در لحظهی مرگ
ساده تر از شبنم، رو سفرهی برگ
مطرود هم قبیله، محکوم خویشم
غریبهیی طعمهی این کندوی نیشم!
نفرینی آسمون، مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا، هوای پاکم
تن خسته از تقویم، از شب شمردن
با مرگ ساعتها، بی وقفه مردن
هم غربت بغض شب، مرگ چراغم
تو قرق زمستونی، اندوه باغم
ای دست تو حادثه، تو بهت تکرار
وابسته ی این مردابم، بیا سراغم
تولدم زادن کدوم افوله،
که بودنم حریص مرگ فصوله؟
خسته از بار این بودنم، نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه، بی التهابم
تشنهی تشنهی تشنهام، خود کویرم!
با من مرگ سنگ و انسان، تاریخ پیرم
من ساقهی نورم، میراث مهتاب
تسلیم تاریکی، تو جنگل خواب
ای آیهی عطوفت، ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین
ای اسم تو جواب همه سوالا!
از پشت این کندوی شب
منو صدا کن! صدا!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز و تنظیمکننده: واروژان | خواننده: ابی

برچسب ها: ابی، واروژان، ایرج جنتی عطایی،

کمکم کن، کمکم کن!
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن، کمکم کن!
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کمکم کن، کمکم کن!
عشق نفرینی بی پروایی میخواد
ماهی چشمهی کهنه،
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دریاییه چشمه زندونه برام!
چکه چکه های آب مرثیه خونه برام!
تو رگام به جای خون شعر سرخه رفتنه
تن به موندن نمیدم موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم،
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانهی کوچ،
تو سپیدهی غریب جاده ها!
من پر از وسوسههای رفتنم،
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسی سرد،
مسخ یک عشق پر آوازه شدن!
کمکم کن کمکم کن!
نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن!
خرمن رخوت من شعله می خواد
کمکم کن کمکم کن!
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون،
ما باید بریم به دریا برسیم!
دل ما دریاییه،
چشمه زندونمونه!
چکه چکه های آب،
مرثیه خونمونه!
تو رگ بودن ما،
شعر سرخه رفتنه!
کمکم کن که دیگه،
وقت راهی شدنه!

برچسب ها: گوگوش، واروژان، ایرج جنتی عطایی، ابی،
تبلیغات





