
خانه سرخ و كوچه سرخ است و خیابان سرخ است
باری از خون، پهنهی برزن و میدان سرخ است
ده به ده، پرچم خشم است كه بر میخیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
تا گل خونی فریاد در این باغستان
ساقه از ضربه شلاق زمستان سرخ است
وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت غرور كینه داران سرخ است
رو سیاه است اگر این شب مردم كش بد
تا دم صبح سحر سینهی یاران سرخ است
با تو سرسبزی از ایثار سیهپوشان است
ای مسلط! دستت از خون شهیدان سرخ است
ده به ده، پرچم خشم است كه بر میخیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
برچسب ها: ابی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،

با هر نگاه بر آسمان این خاک
هزار بوسه می زنم
نفسم را از رود سپید و آسمان خزر
و خلیج همیشگی فارس می گیرم
من نگاهم
از تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی نور می گیرد
من عشقم را
در کوه گواتر در سرخس و خرمشهر
به زبان مادری فریاد خواهم زد
تفنگم در دست و سرودم بر لب
همه ایران را می بوسم
من خورشید هزارپاره عشق را
بر خاک وطن می آویزم
ای وارثان پاکی من آخرین نگاهم
بر آسمان آبی این خاک
و خلیج همیشگی فارس خواهد بود

برچسب ها: ابی، محمد شمس، عادل حسنی، قاسم افشار،

من تو را می بینم، استخوانی بر پوست
به گدایی رفتی، بر در دشمن و دوست
من تو را می بینم، تشنه تر از دیروز
آن که نان می دهدت، نان تو در کف اوست
خاک تو سفرهی تو، سفره ی تو از کیست
سفره ی دنیا پر، سفره ی تو خالیست
همه جا منتظرند، همه کس می پرسند
ناجی شرق کجاست؟ آن که جنس خود ماست
ناجی شرق تویی، ناجی شرق منم
من که با دیدن تو، همه جا می شکنم
از چه رو خاک زمین، شده تقسیم چنین
یک جهان صدها دست، مرزها مرز شکست
من جهان سوم، تو جهانی دیگر
سهم تو هرچه که هست، سهم من خون جگر
سهم از ما بهتران، ثروت و امن و امان
سهم پا برهنه ها، فقر و زندان و بلا
در میان سه جهان، مرز و دیوار از اوست
دشمن بازی ساز رفته در قالب دوست
ترانهسرا: اردلان سرفراز | خواننده: ابی | آهنگساز: فرید زولاند

برچسب ها: ابی، اردلان سرفراز، فرید زولاند،

زیر این گنبد نیلی، زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور، یه برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق، کبوتری تا برج کهنه پر گشود
برج تنها سرپناه خستگی شد
مهربونیش مرهم شکستگی شد
اما این حادثه ی برج و کبوتر
قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد
اول قصهمونو تو میدونی تو میدونستی
من نمیتونم برم تو میتونی تو میتونستی
باد و بارون که تموم شد، اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاقو ته چشم برج ندید
عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید
ای پرنده من، ای مسافر من
من همون پوسیدهی تنها نشینم
هجرت تو هر چی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم
راز پرواز و فقط تو میدونی تو میدونستی
من نمیتونم برم تو میتونی تو میتونستی
آخر قصهمونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
ترانهسرا: اردلان سرفراز | خواننده: ابی | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیم: منوچهر چشمآذر

* توضیح در مورد تصویر برج قدیمی: این برج (یا قلعه) در یکی از روستاهای قدیمی یزد به نام «شَوّاز» واقع شده و قدمت آن به حدود 1500 سال پیش (یعنی قبل از اسلام) باز میگردد. عکس از خودم!
برچسب ها: ابی، اردلان سرفراز، فرید زولاند،




