
یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین، پشت گوش پردههاست
تا جهان آگه شود، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی میزند بر خانههای سوگوار
از چراغ روشن اشك سیهپوشان بگو
پرسهی یأس است در آواز این پیتارگان
از زمین، از زندگی، از عشق، از ایمان بگو
سوختم! آتش گرفتم! از رفیق نارفیق
از غریبه، آشنا، یاران همپیمان بگو
ضجهی نامآواران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو
قصههای قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهانساز تهیدستان بگو
با زمستانی كه میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی كه میروید در این گلدان بگو
برچسب ها: داریوش، احمد پژمان، ایرج جنتی عطایی، داود بهبودی،

خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
آری از خون، پهنهی برزن و میدان سرخ است
ده به ده، پرچم خشم است که بر میخیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
تا گل خونی فریاد در این باغستان
ساقه از ضربهی شلاق زمستان سرخ است
وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت غرور کینه داران سرخ است
رو سیاه است اگر این شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن سینهی یاران سرخ است
با تو سرسبزی از ایثار سیهپوشان است
ای مسلط! دستت از خون شهیدان سرخ است
برچسب ها: ایرج جنتی عطایی، داریوش، احمد پژمان، داود بهبودی،

وقتیکه عشق میاد
سفره رنگینی داره که نگو
عالم شیرینی داره که نپرس
وقتیکه کوچ میکنه
روزهای غمگینی داره که نگو
یک غم سنگینی داره که نپرس
چه اومدنو چه رفتنی داره عشق
انگار با دلها دشمنی داره عشق
وقتی عشق میخواد بیاد،
امید جلو جلو میاد
آرزوهای نو میاد
مهر میاد ماه میاد
روزهای دلخواه میاد
اما با رفتن عشق،
از چشم عاشق خواب میره
از دل عاشق تاب میره
رنج میاد عذاب میاد
غمهای بیحساب میاد
چه اومدنو چه رفتنی داره عشق
انگار با دلها دشمنی داره عشق
روزهای اول عشق که دل پر از محبته
صفای بی نهایته
همه کس خوب، همه محبوب، همه جا قشنگه!
روزهای آخر عشق که چشمها بی فروغ میشه
حقیقتها دروغ میشه
همه کس بد، همه چیز زشت، همه جا بیرنگه
چه اومدنو چه رفتنی داره عشق
انگار با دلها دشمنی داره عشق
ترانهسرا: هما میرافشار | آهنگساز: علی تجویدی | تنظیمکننده: احمد پژمان | خواننده: حمیرا

این تصنیف برای نخستین بار توسط «سوزان» اجرا شد. این اجرا را نیز میتوانید دریافت کنید. {+}
برچسب ها: حمیرا، علی تجویدی، احمد پژمان، هما میرافشار،






