پنجشنبه 3 آذر 1390

به دریا نقشی از مهتاب بینم
دوباره بینمت خندون بیایی
دوباره سینه رو بیتاب بینم
بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصه ها گویم برایت
که دورون جدایی دیر بگذشت
اگر یکشب تو برگردی دوباره
به گیسویت بیفشونم ستاره
نمیدونی مگه ای نازنینم
دلم هر روز و شب در انتظاره
به تو گویم بیا ای نازنینم
که با مژگون زپایت خار چینم
گل عمر منو باد خزون برد
گل ناز منی داغت نبینم …آه
بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصه ها گویم برایت
که دورون جدایی دیر بگذشت
خواننده: محمد نوری | ترانهسرا: اردلان سرفراز | آهنگساز و تنظیمکننده: محمد سریر

برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، اردلان سرفراز،
شنبه 23 مهر 1390

با شروع قصهها، زیر این چرخ کبود
توی اون تنگ غروب، یکی بود هیچکی نبود
یکی بود دیده نشد، مثل خواب یک صدا
میون قصه که بود، از من و از تو جدا
با شروع قصهها، تو جوونی پیر میشی
بجای فرصتامون، واسه فردا دیر میشی
بشنویم قصههارو، زودتر از گفته شدن
واسه دیر شدن بسه، خودتو به خواب نزن
وقتی که وقتای ما، واسه داشتن نباشه
رفتن و رفتنمون، نرسیدن باهاشه
باید آب بشیم و بعد، برسیم به تشنگی
آخرین فرصت ما، همینه تو زندگی
تو کجایی خود من، کمکم کن بمونم
قصه موندنمو، تا که هستم بخونم
ترانهسرا: اردلان سرفراز | خواننده: قاسم افشار | آهنگساز و تنظیمکننده: داریوش تقیپور

برچسب ها: قاسم افشار، اردلان سرفراز، داریوش تقی پور،
یکشنبه 23 مرداد 1390

ای زمین خشک و تشنه، ای که در تو ریشه دارم
ای همه دارو ندارم، از غم تو سوگوارم
خاک تنها و صبورم، با تو اما ماندگارم
لحظههای انتظارو، چون نفسهام میشمارم
یه روز اینجا باغی بود، شب که بود چراغی بود
اما همین که شب شکست، جاش یه شب تازه نشست
عطش که بود خبری که بود، هیچکی نبود ابری که بود
باد غریبی که وزید، سینه ابرا رو درید
وقتی اومد ابر نموند، یاس که اومد صبری نموند
خاک تنها و صبورم، با تو اما ماندگارم
لحظه های انتظارو، چون نفسهام میشمارم
حالا اینجا منم و من، با تو ای خاک، خاک خسته
با تو هستم که وجودم، ذره ذره به تو بسته
من با تو هستم تا ابد، سر میکنم با خوب و بد
ثروت من این زمینه، هر چی که دارم همینه
مام تنها و صبورم، با تو اما ماندگارم
لحظه های انتظارو، چون نفسهام میشمارم
اگه موندن خیلی سخته، هر چه باشه یه شروعه
یه قدم رو به شکفتن، یه پنجره رو به طلوعه
پائیز با همو دیدم، از غم نه سرما تکیدم
من عاشق این زمینم، موندم بهارو ببینم
من زندگی رو اینجا شناختم،
همیشه سوختم همیشه ساختم
هر چه را که داشتم،
اینجا گذاشتم ...
برچسب ها: ستار، فرید زولاند، اردلان سرفراز، آندرانیک،
شنبه 11 تیر 1390

سر بهروی شانههای مهربانت میگذارم
عقدهی دل میگشاید گریهی بیاختیارم
از غم نامردمیها بغضها در سینه دارم
شانههایت را برای گریه کردن دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تو
من تو را والاتر از تن، برتر از من دوست دارم
عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه دارد
عشق را در چهرهی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم ما را قصهها و گفتوگوهاست
من تو را در محراب دیدن دوست دارم
من تو را بالاتر از تن، برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
بغض سرگردان ابرم، قلهی آرامشم کن
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
برچسب ها: هایده، فرید زولاند، اردلان سرفراز، منوچهر چشم آذر،
پنجشنبه 15 بهمن 1388

وقتی میای صدای پات
از همه جادهها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه
لحظهی دیدن میرسه
هر چی که جادهست رو زمین
به سینهی من میرسه
ای که تویی همه کسم
بیتو میگیره نفسم!
اگه تو رو داشته باشم
به هرچی میخوام میرسم
وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم؟
گلهای خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم؟
دست کبوترای عشق
واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه
بدون تو زنده باشه؟
عزیزترین سوغاتیه
غبار پیراهن تو
عمر دوبارهی منه
دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس میخوام
عمر دوبارهی منی
تو رو واسه نفس میخوام
ای که تویی همه کسم
بیتو میگیره نفسم!
اگه تو رو داشته باشم،
به هرچی میخوام میرسم
برچسب ها: هایده، محمد حیدری، ناصر چشم آذر، اردلان سرفراز،
پنجشنبه 17 دی 1388

من کویرم ای خدا، با حسرت یه قطره آب
یه عمره که دریا رو، از دور میبینم تو سراب
بهار برام یه اسمه! یه اسمه کهنه تو کتاب
حرف من با آسمون، چرا میمونه بی جواب؟
خدایا! خدایا! کویرم! کویرم!
بگو ابر بباره! میخوام جون بگیرم!
اگه بارون بباره، آروم آروم و نم نم
رو لب خشک تشنم
گیسوی سبز جنگل، تنمو می پوشونه
پرنده رو درختا، میسازه آشیونه!
خدایا! خدایا! کویرم! کویرم!
بگو ابر بباره! میخوام جون بگیرم!
- ابی نیز این ترانه را در کنسرت سال 1377 به زیبایی اجرا کرده است، اجرای زندهی ابی را نیز دریافت کنید
برچسب ها: گوگوش، حسن شماعی زاده، واروژان، اردلان سرفراز، ابی،










