نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر اسفندیار منفردزاده

سه شنبه 26 خرداد 1388

یه شب مهتاب، ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره، کوچه به کوچه
باغ انگوری، باغ آلوچه
دره به دره، صحرا به صحرا
اون جا که شبا، پشت بیشه‌ها
یه پری می‌آد، ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره، تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه، موی پریشون

یه شب مهتاب، ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره، ته اون دره
اون‌جا که شبا، یکه و تنها
تک‌درخت بید، شاد و پرامید
می‌کنه به ناز، دس‌شو دراز
که یه ستاره، بچکه مث
یه چیکه بارون، به جای میوه‌ش
سر یه شاخه‌ش، بشه آویزون

یه شب مهتاب، ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره، از توی زندون
مث شب‌پره، با خودش بیرون
می‌بره اون‌جا، که شب سیا
تا دم سحر، شهیدای شهر
با فانوس خون، جار می‌کشن
تو خیابونا، سر میدونا:
عمو یادگار! مرد کینه‌دار!
مستی یا هشیار، خوابی یا بیدار؟

مستیم و هشیار، شهیدای شهر!
خوابیم و بیدار، شهیدای شهر!
آخرش یه شب، ماه میآد بیرون
از سر اون کوه، بالای دره
روی این میدون، رد می‌شه خندون

شاعر: احمد شاملو | خواننده: فرهاد مهراد | آهنگساز و تنظیم‌کننده: اسنفدیار منفردزاده





برچسب ها: احمد شاملو، فرهاد، اسفندیار منفردزاده،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 8 فروردین 1388

بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار

گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

شاعر: فریدون مشیری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: اسفندیار منفردزاده | خواننده: داریوش



برچسب ها: داریوش، اسفندیار منفردزاده، فریدون مشیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 2 فروردین 1388

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه‌ها
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | آهنگساز: اسفندیار منفردزاده | خواننده: فرهاد



برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 29 بهمن 1387

رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم
مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و برهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی‌ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم
وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی
بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد،
با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم
من وتو اما در میدان ها،
اینک اندازه ی ما می روییم
ما به اندازه ی ما می بینیم
ما به اندازه ی ما می چینیم
ما به اندازه ی ما می روییم
ما به اندازه ی ما می گوییم
من و تو... کم نه که باید شبِ بی رحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم
من و تو... خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم، در شبِ این جنبش، نبضِ آدم باشیم
من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

شاعر: شهیار قنبری |  آهنگساز: اسفندیار منفردزاده | خواننده و تکنواز پیانو: فرهاد مهراد



برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics