
نمانده چرا، در زمانه ما، رنگ مهر و وفا، عشق و صدق و صفائی؟
كشد به كجا، كار اهل صفا، ای رقم زن ما، تابه كی ناروائی؟
كجا بگریزم كه غم نشناسد نشاط مرا؟
چه چاره كنم تا زمانه بفهمد زبان مرا؟
غمم به سر و آتشم به دل و بسته لب ناله كردم
دلی نشود تا خبر زغمم نیمه شب ناله كردم
به جلوه همی در دل جمع خوبان نشسته تویی!
به شكوه همی در پی عمر كوته فتاده منم!
به خنده همی دامن از دست یاران كشیده توئی!
به گریه همی سر به دامان صحرا نهاده منم!
دگر چه بود لطف این زندگانی
تهی چو شود ساغر مهربانی!
ترانهسرا: رحیم معینی کرمانشاهی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: الهه

* «علیرضا افتخاری» این اثر ماندگار را به همراه ۷ ترانه دیگر از ساخته های استاد تجویدی با تنظیم «بهزاد خدارحمی» در آلبوم «به دنبال دل» بازخوانی کرد. شنیدن اجرای افتخاری نیز خالی از لطف نیست {+}
** مصاحبه با استاد رحیم معینی کرمانشاهی؛ هیچگاه ترانهفروشی نکردم! {+}
برچسب ها: الهه، علی تجویدی، رحیم معینی کرمانشاهی، علیرضا افتخاری، بهزاد خدارحمی،

شمع و پروانه منم
مست میخانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم
یار پیمانه منم از خود بیگانه منم
چون باد صبا دربه درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین و آسمان تو میلرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو میسوزد زناله های من
وای از این شیدا دل من
مست و بی پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من، رسوا دل من
ناله تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایه سودا دل من، رسوا دل من
خاکستر پروانه منم،
خون دل پیمانه منم
چون شور ترانه توئی،
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم
برچسب ها: الهه، همایون خرم، بهادر یگانه،





