نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر ایرج

پنجشنبه 27 فروردین 1388

دیدی آخر دل ما را شكستی
رفتی و رشته‌ی الفت گسستی
دیده دریا شد از دوری رخت ای صنم
قطره قطره بشد دل ز دیده روشنم
عشقت زده آتش به مغز استخوانم
سوزد ز تاب دوریت جانا روانم
تا كی پوید دل ره غمت آرام جانم
تا چند از دستت رسد به مه آه و فغانم
مه جبینا نما ابروی هلالت
دیده كن روشن از پرتو جمالت
چهره بنما كه جان دهم
طره بگشا كه وارهم
از شكنج غمت نگارم
روشن از ماه روی تو
شد جهان چو موی تو
تیره گردیده روزگارم
بر رهت نهاده‌ام هر دو دیده چون یعقوب
در غمت نشسته بس نمودم صبر ایوب
چون بر بستان ابر آذاری
یا چون بلبلی از عشق نو گلی بنمایم زاری
شور شیرینی همچون فرهاد
جان شیرینم دادی بر باد
از تیشه غم كندم بنیاد
دوستان به هم آمیزید
و ز قدح شرر انگیزید
از حسود همه بگریزید
خاك غم به سرش ریزید
سالك به جهان از جور زمان ایمن نتوان
زقدح می زن شادان و خندان

شاعر: حسن صدر سالک | خواننده: ایرج | آهنگساز: عبدالحسین برازنده | تنظیم‌کننده: مهیار فیروزبخت

* این تصنیف زیبا پس از حدوداً دو دهه، با صدای «علیرضا افتخاری» بازخوانی شد. جالب است بدانید اجرای آهنگ این تصنیف، همچون اجرای نخست با گروه سماعی و با تنظیم «مهیار فیروزبخت» انجام گردید. دریافت اجرای افتخاری +

** پوران نیز این تصنیف را با تنظیم زنده‌یاد جواد معروفی در سلسله برنامه‌ی "گلهای رنگارنگ" اجراء کرد که متاسفانه به آن اجراء دسترسی نداشتم.



برچسب ها: ایرج، سالک اصفهانی، عبدالحسین برازنده،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 7 اسفند 1387

شد از تو رسوا دل من، اسیر غم‌ها دل من!
ببین که آن چشم سیه، چه می‌کند با دل من!

چو غنچه‌ی خزان رسیده، دلم زغم به‌جان رسیده
خروش من زبی‌نوایی، به گوش آسمان رسیده

با دردم آشنا تویی، با جانم هم‌نوا تویی!
در موج عشق و زندگی، من کشتی ناخدا تویی!

که دیده‌ی دل روشن از آئینه‌ی روی تو دارم!
در سینه عشق و زندگی از عطر گیسوی تو دارم!

شد از تو رسوا دل من، اسیر غم‌ها دل من!
ببین که آن چشم سیه، چه می‌کند با دل من!


ترانه‌سرا: عبداله الفت | خواننده: ایرج | آهنگساز: محمد میرنقیبی






برچسب ها: ایرج، محمد میرنقیبی، عبداله الفت،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics