
نترسون باغو از گل، نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر، نترسون کوهو از حرف
نترسون بیدو از باد، نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو از رنج، نترسون ما رو از مرگ
نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستارهها رو، از شب نترسون!
چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی؟
چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی!
از این خاموش تا خورشید، چه ترسی داره پل بستن؟
از این سرچشمه تا دریا، خوشا شکفتن و رستن!
نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج
به خاک افتادن از عشق، پرو بال به معراج
نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستارهها رو، از شب نترسون!
کجا پروانه ترسید از، حریر شعله پوشیدن؟
کجا شبنم هراسید از، شراب نور نوشیدن؟
از این شب کوشی خاموش، از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی! سلام ای روشن فردا!
برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،

همین که دل، دل خون بار ابره
همین که شب، شب قتل ستارهس
همین که بغض تو، بغض همیشه
همین که ترس من، ترس دوبارهس
همین که تو پُری از طعم وحشت
همین که خونه خالی از ترانهس
همین که کوچه در کوچهی این شهر
دچار پچپچههای شبانهس
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارونه کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
کنار کوچه بچههای پرسه
تو بهت رعشه و رگ، گرد سوزن
کنار مادرکهای شناور
روی سمفونی نفرین شیون
کنار فقر گل بانوی ایثار
که میفروشه تنش رو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا میباره از هم چیکه چیکه
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
ستیز تگرگ گلبرگه!
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه!
برچسب ها: بیژن مرتضوی، ایرج جنتی عطایی،
با اینكه دارن سیاهپوشا،
از توی شط كوچهها،
جمع میكنن ستاره های پر پرو
با اینكه دارن عزادارا،
از زیر آوار جنون،
در میارن كفترای خاكسترو!
با اینكه بوی تفتیش و خون
پیچیده توی قصهها
با اینكه صدای انفجار،
مرثیه خونه همه جا...
"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"
با اینكه داس دلهره،
گردن این دقیقهها رو میشمره،
با اینكه آینه از شبو گریه پره!
با اینكه تو ماهتاب و آب
صدای كوچستو شتاب،
با اینكه تو پستوی ذهن همه كس
رد گریزه و قفس...
"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: ابی | تنظیمکننده: استیو مککرام

برچسب ها: سیاوش قمیشی، ابی، ایرج جنتی عطایی، استیو مک کرام،
توی این ساعت شوم، توی این فصل کبود
وسط تعزیهی هیشکی نیست، هیشکی نبود
توی هیر و ویر این جشن جنجال سکوت
کی صداتو برده میهن خشم آلود؟
خورشیدتو کی برده و کی سایهتو آتیش زده؟
که از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده!
مگه تو تقویم سکون، ستاره تو چاه کیه؟
سال روی شاخ چی و خندق سر راه کیه؟
بگو تو فال قهوهمون، عجوزه بدخواه کیه؟
آفتاب لب بوم کی و عقرب روی ماه کیه؟
خورشیدتو کی برده و کی سایهتو آتیش زده؟
که از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده!
خونه از گریه پره، کوچه از مرگ غزل
توی ویرونی باغ، نعش گل بغل بغل
قطرهای اشک اینجا، شعلهای آه اونجا
پارهای گل اینجا، تیکهای ماه اونجا
کوچه تا کوچه هراس، خونه تا خونه عزا
دل به دل نفرین و، لب به لب نعش دعا
لشگر گلخوارو کی به راه انداخته؟
خواهر خورشیدو کی به چاه انداخته
خورشیدتو کی برده و کی سایهتو آتیش زده؟
که از پی این همه شب، شب رفته و شب اومده!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیمکننده: بابک سعیدی

برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، بابک سعیدی،

خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
آری از خون، پهنهی برزن و میدان سرخ است
ده به ده، پرچم خشم است که بر میخیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
تا گل خونی فریاد در این باغستان
ساقه از ضربهی شلاق زمستان سرخ است
وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت غرور کینه داران سرخ است
رو سیاه است اگر این شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن سینهی یاران سرخ است
با تو سرسبزی از ایثار سیهپوشان است
ای مسلط! دستت از خون شهیدان سرخ است
برچسب ها: ایرج جنتی عطایی، داریوش، احمد پژمان، داود بهبودی،

ای حنجره بریده با خنجر مدارا
سرود تازه سر كن از خشم مردم ما
از اقتدر شب ساز بر خاك ما چه وحشت؟
ما از تبار خشمیم با یك قبیله نفرت
بگذار تا بریزند خون من و تو بر خاك
كه رو به مرگ دارند این كودكان ضحاك
فریاد كن به دژخیم این شعر سرخ ایمان:
مردم همیشه مردم! ایران همیشه ایران!
مردم گدازان بد! این اندك ستمگر
با خیل نیزه داران، سردارهای بی سر
مردم پرست ها را به تیر اگر چه بستند
اگر چه سینه ها را در دخمه شكستند
در صبحهای سربی با جوخههای اعدام
اگر چه هدیه كردند صد شهر گور بینام
نوشته بر لوح خاک، با خون شب شهیدان:
مردم همیشه مردم! ایران همیشه ایران!
شاعر: ایرج جنتی عطایی | خواننده: عارف | آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیمکننده: نوید نحوی

برچسب ها: عارف، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، نوید نحوی،
تبلیغات








