
سایه ی یه حادثه که یه عمره با منه
توی شهر آهنی داره خوردم می کنه
رو تموم لحظه هام چتر سایه ی سیاه ست
خون وحشت تو رگ خسته ی ثانیه هاست
اما هم وحشت من! گوش بده!
تپش فاجعه تو قلب منه
دستتو به من بده که حس کنم
لحظهی بزرگ فریاد زدنه!
اگه بی صدا و تن خسته دارم جون میکنم
بغض کینه تو صدامه یه روزی داد میزنم!
پر سیمرغی به کارم نمییاد! قصه نگو!
من خودم، خودم باید طلسم دیو و بشکنم!
تن به سایه نمیدم! من پر از روشنیام!
گوش بده! معصوم من! من پر از گفتنیام!
یه شب شرجی گرم توی گوش کوچهها
میپیچه صدای من که بیا! بیا! بیا!
خورشید بزرگ قلب سرخ من،
مسلخ پاک تمام سایههاس!
شب پر سایه هراسی نداره!
وقتی که کورهی خورشید مال ماس!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده و آهنگساز: فریدون فروغی

برچسب ها: فریدون فروغی، ایرج جنتی عطایی،

کجای این جنگل شب، پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت، پر میکشی چکاوکم
چرا بمن شک میکنی، منکه منم برای تو
لبریزم از عشق تو و، سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم، نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز، پنهون کنم هق هقمو
گریه نمیکنم، نرو!
آه نمیکشم، بشین!
حرف نمیزنم، بمون!
بغض نمیکنم، ببین!
سفر نکن خورشیدکم، ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه، راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو، اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از، رفتن تو سر برسه
گریه نمیکنم، نرو!
آه نمیکشم، بشین!
حرف نمیزنم، بمون!
بغض نمیکنم، ببین!
نوازشم کن و ببین، عشق میریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز، غنچه میدن ترانههام
اگرچه من به چشم تو، کمم، قدیمیم، گُمم
آتشفشان عشقم و، دریای پر تلاطمم
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده: داریوش | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیمکننده: تیگران ساکیان

برچسب ها: داریوش، فرید زولاند، تیگران ساکیان، ایرج جنتی عطایی،

توی گسترده ی رویا
ای سوار اسب ابلق
دنبال کدوم مسیری
توی تاریکی مطلق
ای به رویا سرسپرده
با توام ای همه خوبی
راهی کدوم دیاری
آخه با این اسب چوبی؟
با توام ای که تو فکرت
با هر عشق و با هر اسمی
رهسپار فتح قلبِ
ماه پیشونی طلسمی
توی دستای نجیبت
عکس ماه پیشونی داری
واسه پیدا کردن جاش
دنیا رو نشونی داری
ماه پیشونی تو قصه
فکر بیداری تو خوابه
خورشید هفت آسمون نیست
عکس خورشید توی آبه
از خواب قصه بلند شو
اسب چوبیتو رها کن
ماه پیشونی مال قصه است
مرد من منو صدا کن
اگه از افسانه دورم
اگه ماه پیشونی نیستم
اگه با زمین غریبه
اگه آسمونی نیستم
واسه خواب خستگیهات
مثل یک قصه لطیفم
به صداقت تو مومن
مثل قلب تو شریفم
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز و تنظیمکننده: واروژان | خواننده: گوگوش

* این ترانهی زیبا اخیراً توسط «حامی» نیز بازخوانی شد. اجرای حامی نیز مثل همیشه فنی، دقیق و زیباست.
برچسب ها: گوگوش، واروژان، ایرج جنتی عطایی،

مثل تو مثل یه كفتر
مثل من مثل یه كودك
مثل من مثل یه شاخه
مثل تو مثل یه پوپك
مثل پروانهای در مشت
چه آسون میشه مارو كشت!
قریه تا قریه اشك
ستاره تا ستاره سرد
غریبه تا غریبه ترس
مترسك تا مترسك درد
مثل تصویر ماه تلخ تبعیدی
كه رو تالاب این پسراهه افتاده
مثل این ساكت دلگیر آواره
كه تن وا كرده رو دلتنگی جاده
مارو با قطره ی اشكی
میشه لرزوند و ویرون كرد
مارو با بوسه شعری
میشه ترانهبارون كرد
تو این بیداد پهناور
تو این شبراهه سرتاسر
نه یک دست و نه یک آغوش
نه یک سنگ و نه یک سنگر
پناهی نیست جز آواز
رفیقی نیست جز دیوار
كجایی ای چراغ عشق
منو از سایه ها بردار
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده، آهنگساز و تنظیمکننده: آندرانیک (آندو)

برچسب ها: آندرانیک، ایرج جنتی عطایی،

تنها تر از انسان، در لحظهی مرگ
ساده تر از شبنم، رو سفرهی برگ
مطرود هم قبیله، محکوم خویشم
غریبهیی طعمهی این کندوی نیشم!
نفرینی آسمون، مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا، هوای پاکم
تن خسته از تقویم، از شب شمردن
با مرگ ساعتها، بی وقفه مردن
هم غربت بغض شب، مرگ چراغم
تو قرق زمستونی، اندوه باغم
ای دست تو حادثه، تو بهت تکرار
وابسته ی این مردابم، بیا سراغم
تولدم زادن کدوم افوله،
که بودنم حریص مرگ فصوله؟
خسته از بار این بودنم، نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه، بی التهابم
تشنهی تشنهی تشنهام، خود کویرم!
با من مرگ سنگ و انسان، تاریخ پیرم
من ساقهی نورم، میراث مهتاب
تسلیم تاریکی، تو جنگل خواب
ای آیهی عطوفت، ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین
ای اسم تو جواب همه سوالا!
از پشت این کندوی شب
منو صدا کن! صدا!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز و تنظیمکننده: واروژان | خواننده: ابی

برچسب ها: ابی، واروژان، ایرج جنتی عطایی،

کمکم کن، کمکم کن!
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن، کمکم کن!
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کمکم کن، کمکم کن!
عشق نفرینی بی پروایی میخواد
ماهی چشمهی کهنه،
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دریاییه چشمه زندونه برام!
چکه چکه های آب مرثیه خونه برام!
تو رگام به جای خون شعر سرخه رفتنه
تن به موندن نمیدم موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم،
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانهی کوچ،
تو سپیدهی غریب جاده ها!
من پر از وسوسههای رفتنم،
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسی سرد،
مسخ یک عشق پر آوازه شدن!
کمکم کن کمکم کن!
نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن!
خرمن رخوت من شعله می خواد
کمکم کن کمکم کن!
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون،
ما باید بریم به دریا برسیم!
دل ما دریاییه،
چشمه زندونمونه!
چکه چکه های آب،
مرثیه خونمونه!
تو رگ بودن ما،
شعر سرخه رفتنه!
کمکم کن که دیگه،
وقت راهی شدنه!

برچسب ها: گوگوش، واروژان، ایرج جنتی عطایی، ابی،
تبلیغات





