
قصهی تو، قصهی من، قصهی تگرگ و شبنم
قصهی برف و شراره، قصهی دشنه و مرحم
قصهی من، قصهی تو، قصهی تلخ دوباره
قصهی پلنگ عاشق، قصهی صید ستاره
منو بشناسون دوباره، به من و آینه و دیدار
منو تازه کن به بوسه، منو دست گریه نسپار
یه ترانه از تو دور و، یه ترانه به تو نزدیک
پیش تو گم میشم از تو، ای غزلوارهی تاریک
خسته و دلگیرم از من، درو وا کن به ستاره
یه نفس نوازشم کن، بذار از شب گل بباره
چیزی تا گریه نمونده، پر بغض همه حرفام
منو با یه بوسه بشکن، که سکوته همه دنیام
منو بشناسون دوباره، به من و آینه و دیدار
منو تازه کن به بوسه، منو دست گریه نسپار
یه ترانه از تو دور و، یه ترانه به تو نزدیک
پیش تو گم میشم از تو، ای غزلوارهی تاریک
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم: شوبرت آواکیان | خواننده: لیلا فروهر

برچسب ها: لیلا فروهر، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی،

گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
از من سفر میكنی و به مرگ قصه میرسی
ببین كه آب میشود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن
گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
تو جامهدان پر میكنی من خالی از جان میشوم
یك لحظه در چشمم ببین ، ببین چه ویران میشوم
بعد از تو با من چه كنم با من بیپناه من
كجای شب پنهان شوم كجای این عاشقشكن
تو میروی و جان من گور ترنم میشود
خورشیدكی كه داشتم در شب من گم میشود
چیزی نگو به آینه با رازقی حرفی نزن
برای بار آخرین تنها نگاهی كن به من
گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
برچسب ها: ایرج جنتی عطایی، بیژن مرتضوی،

گل بارون زدهی من! گل یاس نازنینم!
میشکنم، پژمرده میشم، نذار اشکاتو ببینم!
تا همیشه تورو داشتن، داشتن تمام دنیاست!
از تو و اسم تو گفتن، بهترین همه حرفاست!
با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظههام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!
ای غزلوارهی دلتنگ، که همه تنت کلامه!
هنوزم با گل گونهت، شرم اولین سلامه!
ای تو جاری توی شعرم، مثل عشق و خون و حسرت!
دفتر شعر من از تو، سبد خاطره هامه!
ای گل شکسته ساقه! گل پرپر!
که به یاد هجرت پرنده هائی!
توی یأس مبهم چشمات میبینم
که بهفکر یه سفر به انتهایی!
سر به زیر دلشکسته! نازنینم!
اگه سادهس واسه تو گذشتن از من،
مرثیه سرکن برای رفتن من!
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن!
گل بارونزدهی من! اگه دلتنگم و خسته،
اگه کوچیدن طوفان، ساقهی منم شکسته!
میتونم خستگیاتو، از تن پاکت بگیرم!
میتونم برای خوبیت، واسه سادگیت بمیرم!
با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظههام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: داریوش | تنظیم: آندرانیک (آندو)

علاقمندان به وبلاگ «نغمههای ماندگار» از این پس میتوانند برای دسترسی به وبلاگ از آدرس www.EverlastingSongs.ir استفاده نمایند.
برچسب ها: داریوش، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،

خانه سرخ و كوچه سرخ است و خیابان سرخ است
باری از خون، پهنهی برزن و میدان سرخ است
ده به ده، پرچم خشم است كه بر میخیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
تا گل خونی فریاد در این باغستان
ساقه از ضربه شلاق زمستان سرخ است
وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت غرور كینه داران سرخ است
رو سیاه است اگر این شب مردم كش بد
تا دم صبح سحر سینهی یاران سرخ است
با تو سرسبزی از ایثار سیهپوشان است
ای مسلط! دستت از خون شهیدان سرخ است
ده به ده، پرچم خشم است كه بر میخیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
برچسب ها: ابی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،

گیس سفید! ابروسفید! مادربزرگ!
سیاه بختِ رو سفید! مادربزرگ!
بیصدای نا امیدِ گوشهگیر!
قصه گوی دیگه لببستهی پیر!
قصههای تو هنوزم یادمه:
قصه ساده نارنج و ترنج!
قصه خاركن و دیو و پیرهزن!
قصه سیمرغ و اژدها و گنج!
تو تموم قصههات،
حرف من اومده بود!
روی لوح هر طلسم،
اسم من حك شده بود!
وقتی از دختر چین حرف می زدی،
خودمو تو رویا سردار می دیدم!
خودمو با دختر خاقان چین
سوار یه اسب بالدار می دیدم!
شیشهی عمر دیوُ تو رویاهام،
به خود شاه پریون میدادم!
آدمای شهر سنگستون اگه جون میخواستن،
بهشون جون میدادم!
رو سفید! مادربزرگ!
مو سفید! مادربزرگ!
قصهها دود شدن!
دیوا نابود شدن!
نه دیگه چشمه آب،
دیگه نه شهر بهار،
نه دیگه تیغ طلا،
دیگه نه اسب و سوار...
این منم! مادربزرگ!
مرد بندی طلسم!
شاعری بدون حرف!
عاشقی بدون اسم!
چیزی كه مادر بزرگ
حالا باید بشكنه،
نه دیگه طلسم دیو،
شیشهی عمر منه!
گیس سفید! ابروسفید! مادربزرگ!
سیاه بختِ رو سفید! مادربزرگ!

برچسب ها: عارف، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی،

تو فکر یک سقف ام
یک سقف بیروزن،
یک سقف پابرجا،
محکمتر از آهن!
سقفی که تنپوش هراس ما باشه،
تو سردی شبها لباس ما باشه.
سقفی اندازهی قلب من و تو،
واسه لمس تپش دلواپسی،
برای شرم لطیف آینهها،
واسه پیچیدن بوی اطلسی.
زیر این سقف با تو از گل، از شب و ستاره میگم،
از تو و از خواستن تو، میگم و دوباره میگم؛
زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه میگیرم،
گم میشم تو معنی تو، معنی تازه میگیرم.
سقفمون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه،
یه افق، یه بینهایت، کمترین فاصلهمونه!
تو فکر یک سقف ام
یک سقف رویایی،
سقفی برای ما،
حتا مقوایی؛
تو فکر یک سقف ام
یک سقف بیروزن،
سقفی برای عشق،
برای تو با من!
سقفی اندازهی قلب من و تو،
واسه لمس تپش دلواپسی،
برای شرم لطیف آینهها،
واسه پیچیدن بوی اطلسی.
زیر این سقف، اگه باشه، میپیچه عطر تن تو،
لختی پنجرههاشو میپوشونه پیرهن تو!
زیر این سقف خوب ئه عطر خودفراموشی بپاشیم،
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پا شیم!
سقفمون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه،
یه افق، یه بینهایت، کمترین فاصلهمونه!
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: اسفندیار منفردزاده | خواننده: زندهیاد فرهاد مهراد

برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفرزاده، ایرج جنتی عطایی،
تبلیغات







