
باد بهاری بر گلشن، رونق هستی بخشیده
قطره شبنم بر گلها، می شده مستی بخشیده
خوش بود اکنون مستانه، با تو ره صحرا گیرم
مست طرب چون پروانه، در بر گلها جا گیرم
تو بسی بهتری زنرگس و ناز
دیده را با رخت به گل چه نیاز؟
چون پروانه، جان به هوایت در پرواز
آتشین گل، شد فتنه انگیز،
ای گل من، چون فتنه برخیز
شعله آسا، رقصد لاله به ساز باد
با چمن ها بشنو، راز و نیاز باد
هر طرف جلوه کنان یاسمنی
تو جلوه کن جلوه که خود یاس منی
زبلبل و شور و نوا
به هر چمن گشته به پا
بیا بچینیم گلی از هر چمنی
ترانهسرا: بیژن ترقی | خواننده: داریوش رفیعی | آهنگساز: پرویز یاحقی

برچسب ها: داریوش رفیعی، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زگلشن رو کرده نهان، در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود
ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو زگلشن زچه بگریزی
روزی تو هماغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی
"ای عاشق شیدا، دلداده ی رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی، باشد نه وفایی
جز ستم ز وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی بنشست
من ماندم و صد خار ستم
وین پیکر بی جان"
ای تازه گل گلشن
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی
پژمرده و لرزان
ترانهسرا: بیژن ترفی | خواننده: مرضیه | آهنگساز و تنظیمکننده: پرویز یاحقی

برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، بیژن ترقی،

بخوان، خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
مگر نوای مرغ حق ثمری بخشد
به ما صفای عالم دگری بخشد
برآور ای نشان حق ز دل آوازی
مگر که بر دعای ما اثری بخشد
چو هم در این سکوت شب تویی ز شب نخفتگان
که حق عیان نمیشود به چشم خواب رفتگان
مگر به همنواییم دهی ز خود رهاییم
بخوان در این سکوت شب به درگه خداییم
با نام حق، آتش را در جانم افکندی
از جان مگو آتش در ایمانم افکندی
ای آسمان چو سوز آوازم بشنیدی
خورشید و مهتاب را در دامانم افکندی
بخوان، خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
شاعر: بیژن ترقی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیمکننده: فرهاد فخرالدینی (اجرای زنده - چهلستون اصفهان)

برچسب ها: علی تجویدی، بیژن ترقی، فرهاد فخرالدینی، محمدرضا شجریان،

زدیار تو گریان می گذرم
اشك و آهم، زاد راهم
می روم و دست دعا بر آسمان دارم
دور از یاران، افتان، خیزان
می روم و دام بلا به پای جان دارم
من و سوز عشق و خانه بدوشی
من وشام هجر و كنج خموشی
ره بی پایانی دارم من
سر بی سامانی دارم من
من از شهر تو چون نالان می گذرم
تنها سایه من باشد همفسرم
این عشق تو مرا بنگر تا كجا شانده
دست از دلم بدار كه دگر طاقتم نمانده
دل سنگت كجا درد مرا می داندغم و رنج مرا تنها خدا میداند
ترانهسرا: بیژن ترقی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: دلکش
برچسب ها: دلکش، علی تجویدی، بیژن ترقی،
تبلیغات





