دوشنبه 1 آذر 1389

گر چه جدا از تو ولی، همیشه با تو زیستم
من و تویی نکن که من، کسی به جز تو نیستم
کم شدم از تو کم شدم، کم شدم از وفور تو
گم شدم از تو گم شدم، گم شدم از حضور تو
آواره در قفس شدم، ترانهخوان خامشی
برهنه زیر تیغ تو، چه دلبرانه میکشی
گر چه جدا از تو ولی، همیشه با تو زیستم
من و تویی نکن که من، کسی به جز تو نیستم
چیزی به خامشی بگو، نوری به تاریکی بزن
اخمی به تنهایی بکن، تیرهدلی نکن به من
گرم شو از جنون من، من همه عشق و آتشم
مرا صدا کن و ببین، چگونه شعله میکشم
نگاه کن ببین که من، سایهی بودن توام
بالا بلند عشق تو، منم ولی من توام
دیگر نمانده چیزی از، آینه تا رفتن من
تاب بیاور و بمان، خسته نشو از من من
گر چه جدا از تو ولی، همیشه با تو زیستم
من و تویی نکن که من، کسی به جز تو نیستم
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده، آهنگساز و تنظیمکننده: بیژن مرتضوی


» لینک خرید آلبوم جدید بیژن مرتضوی، با ترانههایی از استاد «ایرج جنتی عطایی» 
برچسب ها: بیژن مرتضوی، ایرج جنتی عطایی،
سه شنبه 17 آذر 1388

با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه نگو، از این سفر با من نگو!
من به پایان می رسم از كوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو!
كاش میشد لحظه ها را پس گرفت
كاش میشد از تو بود و با تو بود
کاش میشد در تو گم شد از همه
كاش میشد تا همیشه با تو بود
كاش فردا را كسی پنهان كند!
لحظه را در لحظه سرگردان كند!
كاش ساعت را بمیراند به خواب!
ماه را بر شاخه آویزان كند!
میروی تا قصه را غمنامه تدفین گل!
میروی تا واژه را باران خاكستر كنی!
ثانیه تا ثانیه پلوارهی ویران شدن
میروی تا بخشی از جان مرا پرپركنی
برچسب ها: بیژن مرتضوی، ایرج جنتی عطایی،
چهارشنبه 17 تیر 1388

همین که دل، دل خون بار ابره
همین که شب، شب قتل ستارهس
همین که بغض تو، بغض همیشه
همین که ترس من، ترس دوبارهس
همین که تو پُری از طعم وحشت
همین که خونه خالی از ترانهس
همین که کوچه در کوچهی این شهر
دچار پچپچههای شبانهس
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارونه کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
کنار کوچه بچههای پرسه
تو بهت رعشه و رگ، گرد سوزن
کنار مادرکهای شناور
روی سمفونی نفرین شیون
کنار فقر گل بانوی ایثار
که میفروشه تنش رو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا میباره از هم چیکه چیکه
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
ستیز تگرگ گلبرگه!
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه!
برچسب ها: بیژن مرتضوی، ایرج جنتی عطایی،
سه شنبه 6 اسفند 1387

گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
از من سفر میكنی و به مرگ قصه میرسی
ببین كه آب میشود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن
گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
تو جامهدان پر میكنی من خالی از جان میشوم
یك لحظه در چشمم ببین ، ببین چه ویران میشوم
بعد از تو با من چه كنم با من بیپناه من
كجای شب پنهان شوم كجای این عاشقشكن
تو میروی و جان من گور ترنم میشود
خورشیدكی كه داشتم در شب من گم میشود
چیزی نگو به آینه با رازقی حرفی نزن
برای بار آخرین تنها نگاهی كن به من
گریه كنم یا نكنم آخر ماجرا رسید
گریه كنم یا نكنم قصه به انتها رسید
برچسب ها: ایرج جنتی عطایی، بیژن مرتضوی،
شنبه 12 بهمن 1387

پروانه رو بزک نکن!
ستاره رو فلک نکن!
دریاچه رو آتیش نزن!
به من، به عشق،
شک نکن!
بذار که آینه شطّ، ستاره و عسل شه
غروب گُر گرفته، بستری از غزل شه
برهنه زیر بارون، رخت نسیم تن کن
بوسه بده به مهتاب، دنیا رو قد من کن!
پروانه رو بزک نکن!
ستاره رو فلک نکن!
دریاچه رو آتیش نزن!
به من، به عشق،
شک نکن!
ریتم تند گیتار و دف شو
پیچ و تاب موج و صدف شو
گرم گل باش پروانهگی کن
عاشق باش و دیوانهگی کن
پروانه رو بزک نکن!
ستاره رو فلک نکن!
دریاچه رو آتیش نزن!
به من، به عشق،
شک نکن!
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده، آهنگساز و تنظیم کننده: بیژن مرتضوی

برچسب ها: بیژن مرتضوی، ایرج جنتی عطایی،








