پنجشنبه 1 مهر 1389

تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر
به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای من تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی
برای خستگیهام
من کوله بار عشقو
تا پای جان کشیدم
در زیر سایه های
خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده
ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرف
دوستت دارم خسته ام
من به اونکس که باید
دل ببندم بسته ام
ترانهسرا و آهنگساز: جهانبخش پازوکی | خواننده: افشین مقدم


برچسب ها: افشین مقدم، جهانبخش پازوکی، مهستی، منوچهر چشم آذر،
سه شنبه 3 آذر 1388

موی سپیدو توی آینه دیدم
آهی بلند از ته دل کشیدم
تا زیر لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هیم زد که خودت رو نباز!
عشق باید پا در میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه
رفته بودم تا مثل یک کبوتر
باز کنم تو آسمون بال و پر
دیدم که شوقی ندارم به پرواز
عقل هیم زد که خودت رو نباز!
عشق باید پا در میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه
رفتم که با شادیا سازش کنم
گل های گلدونو نوازش کنم
از دل بی حوصله غمگین شدم
تشنهی دلداری و تسکین شدم
تا زیر لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هیم زد که خودت رو نباز!
عشق باید پا در میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه
برچسب ها: اکبر گلپایگانی، جهانبخش پازوکی،
جمعه 11 بهمن 1387

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشیِ من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست!
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست!
من که میدانم اجل، ناخوانده و بی دادگر،
سرزده می آید و راه فراری نیست نیست!
پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟
ترانه سرا و آهنگساز: جهانبخش پازوکی | خواننده: اکبر گلپایگانی (گلپا)

برچسب ها: اکبر گلپایگانی، جهانبخش پازوکی،
تبلیغات






