
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
زین تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
برچسب ها: ایرج بسطامی، پرویز مشکاتیان، حافظ،

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
برچسب ها: شهرام ناظری، رضا قاسمی، مولانا، حافظ،

بتی دارم که گرد گل زسنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
زچشمت جان نشاید برد که از هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیری در کمان دارد
خدا را داد من بستان از او ای شحنهی مجلس
که مِی با دیگران خوردهست و با من سر گران دارد
چو افتاده است در این ره که هر سلطان معنی را
در این درگاه میبینم که سر بر آسمان دارد
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
برچسب ها: شهرام ناظری، حافظ،

روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حق گزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد
راز حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد
برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، حافظ،

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
شاعر: حافظ | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیمکننده: رضا درویشی

برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، محمدرضا درویشی، حافظ،

ز کــــــوی یـار مــــــــیآید نــــسیم باد نـــــــوروزی
از این بــــــــاد ار مـدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن
کــــه قارون را ضررها داد سـودای زر انـــدروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیافشــــــانـــــی
به گلزار آی کز بلبل غــزل گفــــــتــــــــن بیاموزی
جدا شد یار شیرینت کنون تــنها نــشـین ای شـــمع
که حکم آسمان این است اگر سازی وگــر سـوزی
میای دارم چو جان صافی، صوفی میکند عـــیبش
خــدایا هــیــــــچ عــــاقل را مــادا بخت بـــــد روزی
شاعر: حافظ | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان

برچسب ها: محمدرضا شجریان، حافظ،
تبلیغات







