
گردی از راهی نمی خیزد، سواران را چه شد
مرده اند از بیم یاران، نامداران را چه شد
جز صدای جغدها چیزی نمی آید به گوش
قمریان آخر کجا رفتند، ساران را چه شد
از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت
بلبلان، قرقاولان، کبکان، هزاران را چه شد
دور تا دور من از دشمن سیاهی میزند
دوستان ما کجا رفتند، یاران را چه شد
هر کجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و عطر نوبهاران را چه شد
زیر سم لشکر ضحاک پشت من شکست
کاوه لشکرشکن کو، شهسواران را چه شد
لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید
رستم و گودرز کو، اسفندیاران را چه شد
خشکسالی در زمین بیداد و غوغا میکند
بخشش هفت آسمان کو، باد و باران را چه شد
برچسب ها: حبیب،
با من اكنون چه نشستنها، خاموشیها
با تو اكنون چه فراموشیهاست
چه كسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانهاش ویران باد!
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
خویشتنی
از كجا كه من و تو
شور یكپارچگی را در شرق
باز برپا نكنیم؟
از كجا كه من و تو
مشت رسوایان را وانكنیم؟
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه كسی برخیزد؟
چه كسی با دشمن بستیزد؟
چه كسی
پنجه در پنجهی هر دشمن درآویزد؟
شاعر: حمید مصدق | آهنگساز و خواننده: حبیب

جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: حبیب، حمید مصدق،
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که بر چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزارع تشنه، جوباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
* متنی که ملاحظه میفرمایید متن کامل و صحیح این شعر زیباست است. متاسفانه در اجرای «حبیب» برخی سطرها اشباه خوانده شده و برخی اصلاً اجرا نشده اند! توضیح و گلایهی شاعر در وبلاگ شخصیاش خواندنی است. 
** برای مطالعه متن کامل این شعر زیبا روی ادامه مطلب کلیک کنید.
*** جایی خواندم این ترانه با صدای «مهر پویا» نیز اجرا شده است.
ادامه مطلب
برچسب ها: حبیب، م. سحر،

رفتی و از رفتن تو، قلب آینه شکسته
کوچه ها در خلوت شب، پنجره ها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ، بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارد، توده ابر سیاهش
بی تو من از نسل بارانم، بارانم، بارانم
چون ابر بهارانم، گریانم، گریانم، گریانم
بی تو من با چشم گریان، سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم
آهنگساز، تنظیمکننده و خواننده: حبیب

برچسب ها: حبیب،

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش باز کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


از دوستانی که اطلاع موثقی از تنظیمکنندهی این اثر دارند یا به کاور آلبوم «بزن باران» دسترسی دارند تقاضا دارم در بخش کامنتها نام تنظیمکنندهی این ترانه را ذکر کنند.
برچسب ها: حبیب، مهدی حمیدی شیرازی،

در این زمانهی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظهی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
رسیدهام به کمالی که جزعنیالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست
هنوز زندهام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
شاعر: محمدعلی بهمنی | خواننده و آهنگساز: حبیب

برچسب ها: حبیب، محمدعلی بهمنی،




