
بوی باران
بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر
سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت
گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال
چشمهها و دشت ها
خوش به حال دانهها و سبزه ها
خوش به حال غنچههای
نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه میخندد به ناز
خوش به حال جام
لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من
گرچه در این روزگار
جامهی رنگین نمیپوشی به کام
بادهی رنگین نمی
نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید
تهی است
ای دریغ از
تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای
دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار
گر نكوبی
شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
شاعر: فریدون مشیری | آهنگساز و تنظیمکننده: اسفندیار منفردزاده | خواننده: داریوش

برچسب ها: داریوش، اسفندیار منفردزاده، فریدون مشیری،

پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!
روح جنگل سیاه
با دست شاخههاش داره
روحمو از من میگیره!
تا یه لحظه میمونم
جغدا تو گوش هم میگن:
پلنگ زخمی میمیره!
راه رفتن دیگه نیست
حجله پوسیدن من
جنگل پیره!
پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!
قلب ماه سر به زیر
به دار شاخهها اسیر
غروبش رو من میبینم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن میبینم!
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایهی دشمن میبینم!
پشت سر! پشت سر!
پشت سر جهنمه!
روبرو! روبرو!
قتلگاه آدمه!
برچسب ها: داریوش، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی،

وطن: پرنده ی پر در خون!
وطن: شکفته گل در خون!
وطن: فلات شهید و شمع!
وطن: پا تا به سر خون!
وطن: ترانهی زندانی!
وطن: قصیدهی ویرانی!
ستارهها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه میریزند!
سحر دوباره بر میخیزند!
بخوان که دوباره بخواند
این عشیرهی زندانی
گل سرود شکستن را!
بگو که به خون بسراید
این قبیلهی قربانی
حرف آخر رستن را!
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی!
با ما غرور رهایی!
به نام آهن و گندم!
اینک! ترانهی آزادی!
اینک! سرودن مردن!
امروز ما
امروز فریاد!
فردای ما
روز بزرگ میعاد!
بگو که دوباره میخوانم
با تمامی یارانم
گلسرود شکستن را!
بگو! بگو که به خون می سرایم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را!
بگو به ایران!
بگو به ایران!
برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، واروژان،

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین، پشت گوش پردههاست
تا جهان آگه شود، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی میزند بر خانههای سوگوار
از چراغ روشن اشك سیهپوشان بگو
پرسهی یأس است در آواز این پیتارگان
از زمین، از زندگی، از عشق، از ایمان بگو
سوختم! آتش گرفتم! از رفیق نارفیق
از غریبه، آشنا، یاران همپیمان بگو
ضجهی نامآواران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو
قصههای قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهانساز تهیدستان بگو
با زمستانی كه میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی كه میروید در این گلدان بگو
برچسب ها: داریوش، احمد پژمان، ایرج جنتی عطایی، داود بهبودی،

نترسون باغو از گل، نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر، نترسون کوهو از حرف
نترسون بیدو از باد، نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو از رنج، نترسون ما رو از مرگ
نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستارهها رو، از شب نترسون!
چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی؟
چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی!
از این خاموش تا خورشید، چه ترسی داره پل بستن؟
از این سرچشمه تا دریا، خوشا شکفتن و رستن!
نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج
به خاک افتادن از عشق، پرو بال به معراج
نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستارهها رو، از شب نترسون!
کجا پروانه ترسید از، حریر شعله پوشیدن؟
کجا شبنم هراسید از، شراب نور نوشیدن؟
از این شب کوشی خاموش، از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی! سلام ای روشن فردا!
برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،
آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
از در و رنج آدما از صحن پر خطر بگی
از شوروشوق باغها، از شعله های پر شرر،
ازدیده های تر بگی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
تو میتونی کلید باشی قفل درهارو وا کنی
دستای پینه بسترو از زنجیرا جدا کنی
تو میتونی دیو شبو رسوا کنی!
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
دور شو، شرر شو، موج شو، خزر شو
فریاد خشم مردم، جنبش پر ثمر شو
سرو شو، سمن شو، مشعل شب شکن شو
دار شو، درو کن، زمینو زیر و رو کن
رود شو، روان شو، پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران، چاره درد من شو
راه شو، رها شو، غرش طوفان شو
چشم و چراغ مردم ،از نو دوباره پا شو
تو میتونی اگه بخوای قیامتی به پا کنی
کبوترای خسترو از قفسا رها کنی
تو میتونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی
ترانهسرا: مینا اسدی | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیمکننده: محمد شمس

برچسب ها: داریوش، محمد شمس، مینا اسدی،








