تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر داریوش

شنبه 8 فروردین 1388

بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار

گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

شاعر: فریدون مشیری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: اسفندیار منفردزاده | خواننده: داریوش



برچسب ها: داریوش، اسفندیار منفردزاده، فریدون مشیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 3 اسفند 1387

گل بارون زده‌ی من! گل یاس نازنینم!
می‌شکنم، پژمرده میشم، نذار اشکاتو ببینم!
تا همیشه تورو داشتن، داشتن تمام دنیاست!
از تو و اسم تو گفتن، بهترین همه حرفاست!

با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظه‌هام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!

ای غزل‌واره‌ی دلتنگ، که همه تنت کلامه!
هنوزم با گل گونه‌ت، شرم اولین سلامه!
ای تو جاری توی شعرم، مثل عشق و خون و حسرت!
دفتر شعر من از تو، سبد خاطره هامه!

ای گل شکسته ساقه! گل پرپر!
که به یاد هجرت پرنده هائی!
توی یأس مبهم چشمات می‌بینم
که به‌فکر یه سفر به انتهایی!

سر به زیر دلشکسته! نازنینم!
اگه ساده‌س واسه تو گذشتن از من،
مرثیه سرکن برای رفتن من!
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن!

گل بارون‌زده‌ی من! اگه دلتنگم و خسته،
اگه کوچیدن طوفان، ساقه‌ی منم شکسته!
می‌تونم خستگیاتو، از تن پاکت بگیرم!
می‌تونم برای خوبیت، واسه سادگیت بمیرم!

با تو، با تو اگه باشم،
وحشت از مردن ندارم!
لحظه‌هام پر میشن از تو!
وقت غم خوردن ندارم!

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: داریوش | تنظیم: آندرانیک (آندو)

علاقمندان به وبلاگ «نغمه‌های ماندگار» از این پس می‌توانند برای دسترسی به وبلاگ از آدرس www.EverlastingSongs.ir  استفاده نمایند.



برچسب ها: داریوش، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 25 بهمن 1387

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

بی تو برای شاعری واژه خبر نمی‌شود
بغض دوباره دیدنت هست و به در نمی‌شود

فکر رسیدن به تو فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیده‌ام این که سفر نمی‌شود

دلم اگر به دست تو به نیزه‌ای نشان شود
برای زخم نیزه‌ات سینه سپر نمی‌شود

صبوری و تحملم همیشه پشت شیشه‌ها
پنجره جز به بغض تو ابری و تر نمی‌شود

صبور خوب خانگی شریک زجه‌های من
خنده‌ی خسته بودنم زنگ خطر نمی‌شود

حادثه‌ی یکی شدن حادثه‌ای تازه نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمی‌شود

به فکر سر سپردنم به اعتماد شانه‌ات
گریه‌ی بخشایش من که بی ثمر نمی‌شود

همیشگی ترین من لاله‌ی نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمی‌شود

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیم کننده: فرید زولاند





برچسب ها: داریوش، شهیار قنبری، فرید زولاند،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 22 بهمن 1387

دوباره می‌سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشك روان خویش
دوباره ، یك روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ می زنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ایستاد
كه بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ی آنچنان خویش
كسی كه « عظم رمیم» را
دوباره انشا كند به لطف
چو كوه می بخشدم شكوه ،
به عرصه ی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز می كنم
كنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز می كنم
كه جان شود هر كلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست كز تاب شعله اش
گمان ندارم به كاهشی،
ز گرمی دمان خویش
دوباره می بخشی ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره می سازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش

شاعر: سیمین بهبهانی | خواننده و آهنگساز: داریوش | تنظیم کننده: اریک





برچسب ها: داریوش، سیمین بهبهانی، اریک،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 16 بهمن 1387

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

اهل طاعونی این قبیله‌ی مشرقیم
تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تن‌پوش تو از پوست پلنگ

توبه فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه‌ی تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقه‌ی گندم تن تو
تن ما تشنه‌ترین تشنه‌ی یک قطره‌ی آب

شهر تو شهر فرنگ، آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا، همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر، تن من ریشه‌ی سخت
طپش عکس یه قلب، مونده اما رو درخت

نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کی که هست هرکی که نیست داد میزنم

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال من
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال من

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | آهنگساز و تنظیم کننده: زنده‌یاد واروژان | خواننده: داریوش

توضیح: این اثر ماندگار اخیرا توسط «حمید حامی» خواننده‌ی خوش صدای کشورمان نیز اجرا گردید. می توانید اجرای حامی را از اینجا {+} بشنوید.



برچسب ها: داریوش، واروژان، شهیار قنبری، حامی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

Real Time Web Analytics