پنجشنبه 24 تیر 1389

کوهو میذارم رو دوشم!
رخت هر جنگو می پوشم!
موجو از دریا می گیرم!
شیرهی سنگو می دوشم!
میارم ماهو تو خونه!
میگیرم بادو نشونه!
همهی خاک زمینو!
میشمارم دونه به دونه!
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
دنیا رو کولم می گیرم!
روزی صد دفعه می میرم!
میکنم ستاره ها رو!
جلوی چشات می گیرم!
چشات حرمت زمینه!
یه قشنگ نازنینه!
تا اگه میخوای نذارم!
هیچ کسی تو رو ببینه!
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
چشم ماهو در میارم!
یه نوردبون میارم!
عکس چشمتو می گیرم!
جای چشم اون میزارم!
آفتابو ورش میدارم!
واسه چشمات در میذارم!
از چشام آینه میسازم!
با خودم برات میارم!
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
برچسب ها: داریوش، واروژان، رضا جنتی عطایی،
چهارشنبه 23 بهمن 1387

ای غم بگو با جوانیم چه کردی؟
دارم به دل صد آرزو، با جوانیم چه کردی؟
این چنین رها مرا، درمیان صد بلا، تو کردی ای ندیم شبها
بال من چو خسته شد، چون دلم شکسته شد
نشسته ام جدا ز دنیا
کنون که من در آتشم، بیا ببین چه می کشم
ببین که غم چه کرده با من
در دام هجرانم نهادی و گرفتی جوانی ام را
سر در گریبانم روز و شب که آخر فتادم از پا
به کجا بروم؟ که ز روی دلم خجلم
جوانی ام، بهار زندگانی ام، منیر جاودانی ام رفتی به کجا؟
بلای ناتوانیم، سزای مهربانیام، ببین چه شد جوانیم، آخر به خدا
برچسب ها: همایون خرم، رضا جنتی عطایی، محمدرضا شجریان،
تبلیغات







