تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر رهی معیری

چهارشنبه 30 بهمن 1387

من از روز ازل، دیوانه بودم
دیوانه‌ی روی تو، سرگشته‌ی کوی تو
سرخوش از باده‌ی مستانه بودم
در عشق و مستی، افسانه بودم
نالان از عشق تو شد، چنگ و عود من
تار موی تو، تار و پود من
بی باده مدهوشم
ساغر نوشم
زچشمه‌ی نوش تو
مستی دهد ما را
گل رخسارا
بهار آغوش تو
چو به ما نگری
غم دل ببری
کز باده نوشین‌تری
سوزم همچو گل، از سودای دل
دل، رسوای تو، من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی
روزی که دیدی مرا
بازآ که در شام غمم
صبح امیدی مرا

شعر: رهی معیری | خواننده: غلامحسین بنان | آهنگساز: مرتضی محجوبی | تنظیم: روح اله خالقی

توضیح: این تصنیف جاودانه پس از اجرا توسط استاد بنان، با صدای بانو «مرضیه» نیز بازخوانی شد. {+}
استاد شجریان نیز این تصنیف را به همراه ارکستر سازهای ایرانی (گروه آوا) در آلبومی که به نام همین تصنیف، «رسوای دل» نامیده شد، اجرا کردند. {+}



برچسب ها: غلامحسین بنان، مرتضی محجوبی، رهی معیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 26 بهمن 1387

ای شب جدایی
که چون روزم سیاهی، ای شب
کن شتابی آخر
ز جان من چه خواهی، ای شب ؟
نشان زلف دلبری
ز بخت من سیه تری
بلا و غم سراسری
تیره همچون آهی، ای شب
کنی به هجر یار من
حدیث روزگار من
بری ز کف قرار من
جانم از غم، کاهی ای شب
تا که از آن گل دور افتادم
خنده و شادی رفت از یادم، سیه شد روزم
بی مه رویش ، دمی نیاسودم
به سیل اشکم ، گواهی ای شب
او شب چون گل نهد زمستی بربالین سر
من دور از او کنم زاشک خود بالین را تر
خون دل از بس خوردم بی او
محنت و خواری بردم بی او
مردم بی او
بی رخ آن گل، دلم به جان آمد
دگر از جانم چه خواهی ای شب ...

ترانه‌سرا: رهی معیری | آهنگساز: مجید وفادار | خواننده: حسین قوامی | تنظیم کننده: جواد معروفی





توضیح: این تصنیف دلنشین، چند سال پیش با صدای «همایون شجریان»، تنظیم «مزدا انصاری» و توسط ارکستر صدا و سیما بازخوانی شد. شنیدن اجرای بی‌نقص همایون شجریان نیز خالی از لطف نیست. {+}
همچنین می‌توانید در همین زمینه بخوانید: "اقدامی نیکو از همایون شجریان" {+}


برچسب ها: حسین قوامی، مجید وفادار، رهی معیری، همایون شجریان، مزدا انصاری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 18 بهمن 1387

با آنكه همچون اشك غم بر خاك ره افتاده ام من
با آنكه هر شب ناله ها چون مرغ شب سرداده ام من
در سر ندارم هوسی چشمی ندارم به كسی آزاده ام من

با آنكه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل
شادم كه از روشندلی پاكی ز دامانم چو گل
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من

یارب چو من افتاده ای كو؟ افتاده‌ی آزاده ای كو؟
تا رفته از جانم برون سودای هستی،
آسوده ام آسوده از غوغای هستی

گلبانگ مستی آفرین همچون رهی سرداده ام
مرغ شباهنگم ولی در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من

شاعر: زنده‌یاد رهی معیری | آهنگساز: زنده‌یاد علی تجویدی | خواننده: زنده‌یاد هایده





برچسب ها: هایده، علی تجویدی، رهی معیری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics