
من از روز ازل، دیوانه بودم
دیوانهی روی تو، سرگشتهی کوی تو
سرخوش از بادهی مستانه بودم
در عشق و مستی، افسانه بودم
نالان از عشق تو شد، چنگ و عود من
تار موی تو، تار و پود من
بی باده مدهوشم
ساغر نوشم
زچشمهی نوش تو
مستی دهد ما را
گل رخسارا
بهار آغوش تو
چو به ما نگری
غم دل ببری
کز باده نوشینتری
سوزم همچو گل، از سودای دل
دل، رسوای تو، من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی
روزی که دیدی مرا
بازآ که در شام غمم
صبح امیدی مرا

توضیح: این تصنیف جاودانه پس از اجرا توسط استاد بنان، با صدای بانو «مرضیه» نیز بازخوانی شد. {+}
استاد شجریان نیز این تصنیف را به همراه ارکستر سازهای ایرانی (گروه آوا) در آلبومی که به نام همین تصنیف، «رسوای دل» نامیده شد، اجرا کردند. {+}
برچسب ها: غلامحسین بنان، مرتضی محجوبی، رهی معیری،

ای شب جدایی
که چون روزم سیاهی، ای شب
کن شتابی آخر
ز جان من چه خواهی، ای شب ؟
نشان زلف دلبری
ز بخت من سیه تری
بلا و غم سراسری
تیره همچون آهی، ای شب
کنی به هجر یار من
حدیث روزگار من
بری ز کف قرار من
جانم از غم، کاهی ای شب
تا که از آن گل دور افتادم
خنده و شادی رفت از یادم، سیه شد روزم
بی مه رویش ، دمی نیاسودم
به سیل اشکم ، گواهی ای شب
او شب چون گل نهد زمستی بربالین سر
من دور از او کنم زاشک خود بالین را تر
خون دل از بس خوردم بی او
محنت و خواری بردم بی او
مردم بی او
بی رخ آن گل، دلم به جان آمد
دگر از جانم چه خواهی ای شب ...
برچسب ها: حسین قوامی، مجید وفادار، رهی معیری، همایون شجریان، مزدا انصاری،

با آنكه همچون اشك غم بر خاك ره افتاده ام من
با آنكه هر شب ناله ها چون مرغ شب سرداده ام من
در سر ندارم هوسی چشمی ندارم به كسی آزاده ام من
با آنكه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل
شادم كه از روشندلی پاكی ز دامانم چو گل
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من
یارب چو من افتاده ای كو؟ افتادهی آزاده ای كو؟
تا رفته از جانم برون سودای هستی،
آسوده ام آسوده از غوغای هستی
گلبانگ مستی آفرین همچون رهی سرداده ام
مرغ شباهنگم ولی در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من
برچسب ها: هایده، علی تجویدی، رهی معیری،
تبلیغات






