شنبه 21 خرداد 1390

من از دشمن نمیترسم
که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جان
نبرد از رو به رو داره
از اون دوست هراس من
که مظلوم سر به تو داره
به عشق و صلح بی تزویر
تظاهر تا گلو داره
من از اعدام بی شمشیر میترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ میترسم
من از نزدیکی نرم نخ و گردن
من از خونریزی بی رنگ میترسم
من از دشمن نمیترسم
که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جان
نبرد از رو به رو داره
خراب نعرههای شیر
نشد پایبست هیچ خونه
من از موریانه میترسم
که بغضش سرد و پنهونه
مگه آتیش اسکندر
حریف بودن ما بود
مگه کابوس تیموری
دلیل مرگ رویا بود
من از اعدام بی شمشیر میترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ میترسم
من از نزدیکی نرم نخ و گردن
من از خونریزی بی رنگ میترسم
برچسب ها: مارتیک، زویا زاکاریان، تیگران ساکیان، حسن شماعی زاده،
دوشنبه 28 بهمن 1387

عزیز بومی، ای هم قبیله، رو اسب غربت، چه خوش نشستی
تو این ولایت، ای با اصالت، تو مونده بودی، تو هم شکستی
تشنه و مومن، به تشنه موندن، غرور اسمِ دیار ما بود
اون که سپردی به باد حسرت، تمام دار و ندار ما بود
کدوم خزون خوش آواز، تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا، به جستجوی شقایق
کنار ما باش که محزون، به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم، خورشیدو بیرون بیاریم
هزار پرنده، مثل تو عاشق، گذشتن از شب، به نیت روز
رفتن و رفتن، صادق و ساده، نیامدن باز، اما تا امروز
خدا به همراه، ای خسته از شب، اما سفر نیست، علاج این درد
راهی که رفتی، رو به غروبه، رو به سحر نیست، شبزده برگرد
ترانهسرا: زویا زاکاریان | آهنگساز و تنظیم کننده: واروژان | خواننده: ابی

برچسب ها: ابی، واروژان، زویا زاکاریان،
تبلیغات






